نشسته است [ 1 ] .
خلعتى نيز از دار السلطان براى ابراهيم بن سالار [ مرزبان ] همراه با فرمان آذربايجان فرستاده شد [ 2 ] .
سال سيصد و پنجاه و يكم آغاز شد .
در اين سال وزير ابو محمد ، حسن بن محمد مهلبى دستور داد ، تا سال خراجى سيصد و پنجاه را به پنجاه و يك منتقل كنند [ 3 ] .
در اين سال نيز امير ركن الدوله به « ساريه » از شهرهاى طبرستان وارد شد و وشمگير از آنجا به گرگان گريخت ، سه هزار تن از ياران او به ركن الدوله پناهنده شدند .
در اين سال روميان با يكصد و شصت هزار تن به « عينزربه » كه در دامنهء كوه
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير جلوس منصور نوح را در پنجشنبه 11 شوال 350 ه - . مىداند .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : در شعبان همين سال به ساختمان سيلبند رودخانهء « رفيل [ - پانوشت خ 6 : 37 ] » آغاز كردند . ابو بكر ابن حلبى در رأس اين برنامه قرار داشت .
[ ( 3 - ) ] صاحب تاريخ اسلام گويد : آنان سال را به هنگام خرمن كردن غلات تغيير دادند .
صابى ( ابو اسحاق ، كه در سال 349 عهدهدار ديوان رسائل شد - معجم الادباء 2 : 80 / 4 : 243 ) نامهاى از طرف مطيع للّه در اين باره نوشت ، كه در آن چنين آمده است : « سال خورشيدى سيصد و شصت و پنج روز و تقريبا يك چهارم روز است و سال قمرى سيصد و پنجاه و چهار روز و كسرى است . ملتهاى كهن هر يك اين اختلاف را به گونهء ( كبيسه نسى ) جبران مىكردند . كتاب خدا نيز بدان گواه است كه گويد : « در غار خود سيصد سال ماندند ، و نه سال بر آن افزودند . ( قرآن ، كهف ، 18 : 15 ) » ايشان اين نه سال را براى كبيسه افزودند . پارسيان معاملات خود را با سالهاى كبيسه شده انجام مىدادند . اين سالها دوازده ماه ، و سيصد و شصت روز داشت . ماههايش دوازده نام و روزهاى هر ماه آن ( سى ) نام داشت . پنج روز افزوده را ( مستسرقه پنجهء دزديده ) نامند . براى يك چهارم روز باقى مانده ، هر يكصد و بيست ( سال ) يك ماه مىافزودند . چون دولت پارسيان بريده شد ، اين كبيسهگيرى نيز فراموش گرديد . . . سپس او سخنى دراز آورده كه چكيدهء آن : گرفتن خراج با برشمردن روزهاى كبيسه است . [ ن . ك ، 5 : 476 ] .