دستور داد همگى را كه چهارصد مرد بودند بكشتند ، زنان و كودكان را نيز به جز دختركان و آنچه براى بردگى سودمند بود بكشتند .
پس چون ايام روزه فرا رسيد « دمستق » برفت كه پس از فطر باز آيد . او گفت سپاه را در « قيساريه » خواهد نهاد .
ابن زيات فرماندار طرسوس ، با چهار هزار مرد راه بر او بگرفت . دمستق بر او تاخته همهء همراهانش با برادرش را بكشت . ابن زيات كه نام سيف الدوله را از خطبه انداخته ، و برايش پيغام فرستاده بود ، چون از رخداد آگاه شد ، سلاح و عمامه پوشيده ، به لب ايوان خانهاش كه مشرف بر رودخانه بود رفته ، خود را از آنجا پرتاب * و در آب غرق كرد .
در محرم همين سال نيز ركن الدوله به گرگان درآمد .
در اين هنگام نيز گزارش رسيد كه فرمانرواى خراسان سپاهى انبوه به جنگ يك غلام ياغى خود به نام الپتكين [ 1 ] فرستاده و الپتكين او را شكسته سران سپاه او و از جمله دائى فرمانروا را اسير گرفته است .
در اين سال نيز خليفه ، ضمن يك فرمان به امير ابو شجاع فنا خسرو بن ركن - الدوله ، لقب « عضد الدوله » داد .
در همين سال نيز روميان ابو فراس بن ابو العلاء بن حمدان فرماندار « منبج » را از آن شهر به اسيرى بردند .
نيز در اين سال گزارش رسيد كه « دمستق » حلب را بگرفت . « دمستق » همراه با خواهرزادهء پادشاه ، ناگهانى و پنهانى شبيخون زد ، هنگامى كه سيف الدوله آگاه شد ، با شتابزدگى به سوى ايشان رفت ، پس از اندكى جنگ ، بيشتر يارانش كشته شدند ، همهء فرزندان داود بن حمدان و يك پسر حسين بن حمدان جزو كشتهشدگان بودند
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير ، اين پديده را ، در ربيع يكم اين سال آورده است . اين سردار ترك در خ 6 : 268 در دستگاه معز الدوله ديده مىشود . و چه بسا اين قيام تركان سنى شدهء ( ص 229 : 3 ) عليه سامانيان نيز با نظر بغداد ، براى براندازى قدرتهاى ايرانى محلى باشد - خ 5 : 75 و 6 : 423 .