قرار دارد ، وارد شدند * چون « دمستق [ 1 ] » با آن سپاه بزرگ به آنجا رسيد ، بخشى از سپاه را به آن كوه فرستاد ، تا آن را گرفتند و خود به دروازهء شهر آمد . چون مردم « عينزربه » ديدند كه كوه گرفته شده و سپاه « دمستق » با چارپايان [ 2 ] بسيار بيرون دروازه ، در كار سوراخ كردن ديوار شهر است ، ناچار اماننامه خواستند و او امان داد و دروازههاى شهر گشوده شد . پس به شهر درآمد ، و چون ديد سوارانش نيز از كوه به شهر آمدهاند ، از دادن امان پشيمان شده ، دستور داد جار كشيدند كه بايد همهء مردم از آغاز شب به مسجد آدينه درآيند ، هر كس در خانه بماند كشته خواهد شد ، پس هر كس توانست بيرون آمد . بامدادان دستور داد سپاه شصت هزار نفرى به خانهها ريختند و هر كس را يافتند كشتند : مرد ، زن ، كودك ، پسر و دختر بسيار از دم تيغ گذراندند . پس دستور داد سلاحى بسيار كه در شهر بود گردآوردند ، كه از جملهء آن چهل هزار نيزه بود . سپس دستور داد نخلهاى شهر را ببرند ، كه پنجاه هزار درخت بريده شد . و در پايان دستور داد مردمى كه در مسجد گردآمدهاند ، از شهر به هر جا كه مىخواهند بيرون روند ، و هر كس تا شب اينجا بماند كشته خواهد شد . مردم با شتاب به دروازهها رو آورده ، بسيارى مرد ، زن و بچه زير فشار مردند . * مردم كه نمىدانستند بكجا مىروند ، لخت و پاى برهنه ، پياده به بيابانها زدند و در راه بمردند ، هر كس تا پايان روز در شهر ماند كشته شد . همهء كالاها و دارائى مردم را كه برجا ماند گرفتند ، هر دو ديوار پيرامون شهر ، با بسيارى از خانهها را ويران كردند . دمستق بيست و يك روز در شهرهاى مسلمانان بماند ، پنجاه و چهار دژ پيرامون « عينزربه » را ، برخى با شمشير و برخى با اماننامه ، بگرفت . در يكى از دژها كه با امان بگشود دستور داد همهء مردم به بيرون رفتند . پس چون برخى زنان مورد تعرض ارمنيان قرار گرفتند ، شوهرانشان به غيرت آمده ، شمشير كشيدند و « دمستق » خشمگين شده
هامش
[ ( 1 - ) ]M: چنان كه در پانوشت خ 6 : 167 ديديم ، « دمستق » به معنى بزرگ فرماندار شهرهاى رومى در خاور قسطنطينيه است .
[ ( 2 - ) ]M. متن : دبابات .