گمارده شد و اقطاعهاى خازن به دو واگذار گشت .
در اين سال ابو العباس عبد اللّه بن حسن پسر ابو شوارب ، به دادرسى دو سوى بغداد و مدينهء ابو جعفر منصور [ 1 ] و مقام « قاضى القضاة » گمارده شد و خلعت او را از دار السلطان آوردند ، ولى چون خليفه از پذيرفتن اين دادرس خوددارى كرده بود كاروان خلعت پوشان ، از خانهء معز الدوله [ 2 ] به حركت آمده ، پيشاپيش آن دنبكزنان پاسداران و بوقزنان و در دنبال آنان غلامان ترك و لشكر * به راه افتادند . دادرس اين مقام را به وسيلهء ارسلان جامهدار كه از جوانان [ 3 ] معز الدوله بود ، به دست آورد .
او به خط خود تعهد كرده بود كه سالانه دويست هزار درم ، در قسطهائى معين به خزانهدارى امير برساند . خليفه به اين دادرس اجازت نداد در هيچ يك از تشريفات با او ديدار كند . دست اندازى اين دادرس بدنام بر اين مقام ، سبب شد كه حسبت و شرطت [ 4 ] بغداد ماهيانه به ماه هلالى [ 5 ] بيست هزار درم به معامله گذارده شود . اين دادرس بد سيرت ، زشت صورت نيز بود .
در اين سال ابو القاسم برادر عمران [ 6 ] نيز بيامد و امان نامه دريافت كرد .
نيز گزارش رسيد كه عبد الملك بن نوح فرمانرواى خراسان را اسب بر زمين زده و كشته است و خراسان به آشوب كشيده شده ، برادرش منصور به جاى وى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: بخشى از بغداد كه منصور دوانيقى آن را ساخت .
[ ( 2 - ) ] نسخهء اصل : خانهء خليفه . تصحيح از آمد روز . از روى تاريخ اسلام ذهبى تركمان .
[ ( 3 - ) ]M. متن : « جامدار فتى معز الدوله » شايد پيشكار او بوده است .
[ ( 4 - ) ]M: براى فرق ميان حسبة و پليس شرطه ، ن . ك : پانوشت : خ 5 : 339 .
[ ( 5 - ) ]M. متن : « كل شهر من شهور الاهلة . . . » ماه هلالى در اينجا مانند خ 5 : 330 به معنى يك دوازدهم سال است ، و در برابر آن ماه بردگان ( شهور المماليك خ 5 : 414 و 6 : 76 ) مىباشد كه هر پنجاه يا شصت روز يك بار حقوق مىگرفتهاند .
گاهى نيز هلالى در برابر عددى است كه در پانوشت خ 5 : 169 ياد شد .
براى فرق سال هلالى ( قمرى ) با سال خراجى خورشيدى پانوشت خ 5 : 476 ديده شود .
[ ( 6 - ) ]M: براى شناخت عمران شاهين و حكومت نبطى نژاد او ن . ك : خ 5 : 160 .