من به ياد دارم كه مهلبى آن آلت را وارسى مىكرد و آن خط را بررسى مىنمود كه دستنوشت بد خازن بود . نامهاى كسانى و رمزهائى نامفهوم داشت . نامها تنها بودند و نشانى كه دارندگانشان را بشناساند نداشتند . وزير دريافت كه آنها نام كسانى است كه مالى به آنان سپرده شده است . رمزها نيز مبلغ سپرده را نشان مىدهد . او هوش خود را به كار برده گفت : نام « على » مكرر آمده است ، اگر او را بياوريم نشان ديگران را از وى خواهيم گرفت . به او گفتند : على نامها كه نزد او آمد و شد داشتهاند بسيارند . او گفت : چنين نيست ، على نام معاملهگر اندك است ، آنان كه شايستهء سپردن مال باشند نيز كمترند . سپس به نامى رسيد كه به گمانم « احمد » بود او گفت : اين نام يك صراف در خانهء ابو على است كه در « درب عون » است ، او را بياوريد . چون آوردند به او گفت : ما يادداشتى به خط ابو على خازن يافتهايم كه مبلغى را نزد تو نهاده است ، بفرست همين اكنون بياورند . مرد شتابزده منكر شد * مالى از خازن نزد او باشد ، او را كتك زد و آزار بسيار و به زندان انداخته ، زنجيرى كه سى من سنگينى داشت بر او بست ، كه در زير آن له شد . پس شكنجهگر نزد او رفت و تهديد كرد ، تا خستوان شد . هفت « انوكى » به نام او بود ، ولى كسى در ميان ما نبود كه بداند « انوكى » چيست . وزير به حدس گفت : هفت « بدره » دينار است . از او خواستند و تخمين درست بود و او پنجاه هزار دينار بداد . سپس به ديگر نامها پرداخت و نامها شناخته شد ، نزديك دويست هزار دينار از اين گونه سپردهها بيرون آورد ، و اين غير از گنجينههاى دفن شده بود .
احترام وزير ابو محمد مهلبى نزد معز الدوله بالا رفت ، زبانش باز و مقامش بلند و نظرياتش پذيرفتنى گرديد ، در حالى كه پيش از اين ، امير گمان كرده بود كه با مرگ خازنش زيانى جبران ناپذير يافته ، امينى متدين [ 1 ] ، مورد اعتماد را از دست داده است .
ابو محمد ، على بن عباس فسا نجس [ 2 ] در نيمهء شعبان ، به جاى ابو على خازن
هامش
[ ( 1 - ) ] نصرانى - ص 233 .
[ ( 2 - ) ] پدر او عباس و برادرش محمد در خ 5 : 466 و خ 6 : 196 ياد شدند .