سازند و در يك جدول * نيازمنديهاى هر بخش آن را جداگانه بنمايانند ، و چون جدول را به دست آورد ، فلانى و فلانى را ( نام چند دبير را ياد كرده بود ) دستگير كند و گزارش آن را با كبوتر بفرستد .
تكينك نيز ايشان را بياورد و در خانهء بجكم به گفتگو واداشت ، و چون كار را به پايان رسانيده خواستند بازگردند ، كسانى را كه دستور داشت دستگير كرد ، كه در ميان آنان ابو الحسن طازاد پسر عيسى و محمد بن حسن بن شيرزاد معروف به « رهرمه » و گروهى از دبيران و كارگزاران ديده مىشدند ، گزارش دستگيرى را نيز بفرستاد . چون بجكم از دستگيرى آنان آگاه شد ، وزير خود ابو جعفر بن شيرزاد را دستگير كرد [ 1 ] .
از نشانههاى هوش بجكم ، داستانى است كه ثابت [ 2 ] از ابو عبد اللّه كوفى نقل كرده گفت : بجكم پس از دستگيرى ابو جعفر بن شيرزاد گفت : به من گفته شده بود كه ابو جعفر [ ابن شيرزاد ] دارائى فراوان دارد ، و من كه مىپنداشتم دشمنانش آن را بسيار مىنمايانند ، خواستم درستى آن را بيازمايم ، پس روزى به او گفتم : من مال بسيار در زمين ، پنهان كردهام [ 3 ] اكنون مىخواهم مقدارى نيز نزد مردم سپرده [ 4 ] بگذارم و كسى بيش از تو مورد اعتماد ندارم ، آيا مىپذيرى كه مقدارى را نزد تو بسپارم ؟ گفت : چه اندازه است ؟ گفتم : يكصد هزار دينار است ! او به زودى پذيرفت ، نه آن را بسيار انگاشت و نه به چشم او بزرگ آمد . چون من دليرى و آمادگى و بىباكى او را در نگاهدارى آن ديدم دانستم كه آنچه در فزونى دارائى * او گفتهاند درست است . پس يكصد هزار دينار به دو سپردم و مدتى دراز از آن ياد نكردم ، سپس
هامش
[ ( 1 - ) ] داستان پنهان شدن ابن شيرزاد ، در كتاب « فرج بعد الشدة » 2 : 137 - 131 ديده مىشود .
[ ( 2 - ) ]M: ثابت از مصادر كار مشكويه در اين كتاب است . ن . ك : خ : 5 : 564
[ ( 3 - ) ]M: راه به خاك سپردن اين دارائىها در خ : 6 : 39 - 41 ديده مىشود .
[ ( 4 - ) ]M: بيشتر مردان سياست در آن روزگار كه خود را در معرض مصادرت مىديدند ، دارائى خود را به دست دوستان مىسپردند . ن . ك پانوشت خ : 5 : 207 ص 180 .