خود ابو نصر نيز كشته شده است . * ابن رايق لاشهء او را حنوط و كفن كرده در تابوتى براى برادرش اخشيد فرستاده است . او پسر خود ، مزاحم بن محمد بن رايق را نيز همراه جنازه با يك نامهء تسليت و پوزشخواهى از پيشامد فرستاده ، نوشته بود كه خيال كشتن او را نداشته و اينك پسرش را فرستاده است تا اگر بخواهد او را نگاه دارد . اخشيد اين رفتار را با نيكى پاسخ داد ، به ابو الفتح مزاحم خلعت پوشانيده ، پيش پدرش بازگردانيد و چنين آشتى كردند كه ابن رايق « رمله » را به اخشيد واگذارد و ديگر شهرهاى شام در دست ابن رايق بماند ، و اخشيد به جاى « رمله » يكصد و چهل هزار دينار بپردازد .
نيز در اين سال ابو نصر محمد بن ينال ترجمان ، در كوهستان ، از ديلميان شكست خورده بيامد . گزارش گريختن او در واسط به بجكم رسيد ، پس كسى را به خانهء او فرستاد تا با تازيانه او را بزد و به زنجير كشيد و مدتى به زندان انداخت و سپس او را بخشود [ 1 ] .
سال سيصد و بيست و نهم آغاز شد .
در اين سال بجكم دبير خود ، ابن شيرزاد را دستگير كرد و ابو عبد اللّه كوفى را بر جاى وى بگمارد ، مدت دبيرى ابن شيرزاد براى بجكم كه كار كشور را به جاى وزيران مىگردانيد نوزده ماه و سيزده روز بود . هنگامى كه خواست او را دستگير كند ، به جانشين خود تكينك نامه نوشت كه ابو القاسم كلواذى [ 2 ] و صاحبان ديوانها و مهندسان را تشويق كند و از آنان بخواهد كه كارهاى « سواد [ 3 ] » را روشن
هامش
[ ( 1 - ) ] نگارندهء تكمله در گزارش سال 328 چنين مىافزايد : در شعبان ، قاضى القضاة ابو حسين درگذشت ، و ابو عبد اللّه بن ابو موسى هاشمى ميانجيگرى كرد تا پسرش ابو نصر [ بن ابو حسين ] با پرداخت بيست هزار دينار بر جاى وى گمارده شد . بيوگرافى دادرس ابو حسين عمر در معجم الادباء 6 : 56 / 16 : 67 ديده مىشود . ن . ك : خ 5 : 319 . نيز در اين سال [ 328 ] ابو عبد اللّه قمى وزير ركن الدوله درگذشت و ابو الفضل ابن عميد بر جاى وى گمارده شد .
[ ( 2 - ) ] گويا : كلوذانى خ 5 : 555 درست باشد .
[ ( 3 - ) ] روستاهاى دجله كه ديوانش در پايتخت مهمترين ديوانها بود . ن . ك : خ 5 : 224 و 256 .