املاكش بازداشت شد غلام او محمد بن حاجب نيز مصادرت شد . وزير ابو محمد مهلبى اين غلام را پيش روى من ، به قصد كشت كتك زد ، زيرا شنيده بود كه در روزگار * ابو سائب هوسبازى و هتك ناموسها نموده است . وزير كه جز انتقامجوئى از آن كارها هدفى نداشت ، پاهاى وى را له كرد . اين مرد زنباره بود ، دنبال زنان مردم مىافتاد و چون به قاضى القضاة وابستگى داشت زنانى كه دادرسىشان در آنجا مطرح بود يا با دادرس كارى داشتند دل او را به دست مىآوردند . اين مرد اضافه بر زيبائى كه داشت بزك هم مىنمود و متهم به فحشاء با اربابش نيز مىبود .
در اين سال نيز ابو نصر ابراهيم [ 1 ] بن على بن عيسى دبير خليفه ، به فجات بمرد ، پس ابو الحسن سعيد بن عمرو بن سنجلا ، به جاى او ، دبير كارهاى ويژهء خليفه شد .
در اين سال معز الدوله ابو على خازن [ 2 ] و ابو مخلد ، و ابو الفرج محمد بن عباس ، صاحب ديوان ، و ابو الفضل عباس بن حسين شيرازى [ 3 ] و ابو سهل ديزويه صاحب ديوان لشكر را دستگير كرده ، به وزير مهلبى تحويل داده ، همه را به خانهاش بردند .
گزارش انگيزهء اين دستگيريها :
هزينهء ساختمان ياد شده نياز به پول داشت . وزير مهلبى كه نزد ابو على خازن
هامش
[ ( - ) ] پرداخته جنيد و دانشمندانى ديگر را ديدار نمود . او براى فهم قرآن كوشيد ، حديث بنوشت ، فقه شافعى بياموخت . سپس او به مراغه آمده ، به ابو القاسم ابن ابو ساج پيوست .
دادرسى مراغه ، سپس دادرسى همهء آذربايجان به دو واگذار شد . پس به بغداد آمده ، به دولتيان نزديك شد و پيشرفت كرد تا به سال 338 قاضى القضاة عراق شد و در ربيع الاول در سن هشتاد و شش سالگى درگذشت . او در پيرى حديث شنيده از عبد الرحمان پسر ابو حاتم رازى روايت نمود . او نخستين شافعى است كه قاضى القضاة عراق شده است .
[ ( 1 - ) ]M: عمويش عبد الرحمان بن عيسى در كتاب « تاريخ » گويد : ابراهيم پسر برادرم ، اصل ديوان خاور و زمام ديوان بيابان را اداره مىكرد ( معجم الادباء چ مأمون 5 : 81 ) .
[ ( 2 - ) ] حسن بن ابراهيم نصرانى است كه در معجم الادباء 3 : 182 چ مأمون 9 : 125 آمده است .
[ ( 3 - ) ]M: اين دو تن نيز ، چون جانشين مهلبى شدند ، خانوادهاش را به انتقام مهلبى به شكنجهگاه كشيدند خ 6 : 258 .