« شفيعى » رفته ، ساختمان را در آنجا ارزيابى نمود ، سپس به « قطربل » كه بالاترين منطقهء بغداد است ، هوايش پاكيزهتر و آبش گوارا بود رفته ، تصميم گرفت از مرز « قطربل » تا دروازهء « حرب » يك كاخ بسازد .
امير بهبود يافت و در همهء مدت ابو محمد مهلبى سر او را گرم كرده از ساختمان باز مىداشت ، زيرا از سنگينى هزينه كه گريبانگير امير خواهد شد و ناخشنودى سپاهيان از دور شدن از خانههايشان ، و زيان سبك شدن بغداد پس از بيرون شدن كاخ سلطنتى ، آگاه بود . پس آن قدر پىگيرى كرد تا رايش بزد . ولى چون دانست كه از ساختن چاره نيست و بايد يك كاخ در شمال بغداد كه خوش آب و هواتر است ساخت ، امير را تا به بستان معروف صيمرى در « قصر فرج » ، كه از شمال با بالاى بغداد خاورى هم مرز است پائين آورده ، به خريدن زمينهاى اطراف ، تا مرزهاى « ربيعة الدور » از صاحبانش ، و خراب كردن سرپناههاى آن پرداخت . او ابو القاسم ابن مكرم و ابو القاسم بن جستان را كه دو عادل بودند ، به خريدارى خانههاى همسايه مأمور نمود . پس كرانهء سراسر آن بخش دجله را به ميدانى تبديل كرد و اصطبلها بر « نهر مهدى » بساخت ، و دروازههاى آهنين را كه بر در شهر كهنه ( مدينهء ابو جعفر منصور ) « رصافه » و بر خيابان « نهر معلى » بود همه را بركند و به خانهء خود آورد .
كاخهاى دار الخلافه را در سامره و ديوار زندان معروف به « حديد » را ويران كرده با آجر آنها و نيز آجرهائى كه خود در كوره پخت كاخ خود را استوار بساخت . وى وسائل و ابزار * مانند گچ و آهك را خويشتن برمىگزيد و در استوارى ساختمان كوشش مىكرد ، بنايان ماهر و معروف از شهرستانهاى بزرگ چون اهواز ، موصل ، اصفهان و شهرهاى كوهستان و جز آنها مىآورد . او براى برخى از پايههايش سى و شش ذراع گودا از زمين برداشت ، و تا سطح زمين آن را با آجر و آهك پر كرد ، تا چند ذراع از زمين بالا آورد . هزينهء اين ساختمان ، تا روزى كه مرد سيزده مليون درم گريبانگيرش شد ، كه آن را از كارگزارانش مصادره كرد ، و اين غير از آلاتى بود كه ناخريده به كار برد ، و من تنها بخشى از آنها را ياد كردم . او در سراسر دوران
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: أحمد بن محمد مسكويه الرازي
ص٢٣١