ساختمان ، در بستان صيمرى زندگى كرد ، سپس در روز دوشنبه هشت روز مانده از ذى قعدهء 335 ه - . به كاخى كه مىساخت و هنوز ناتمام بود نقل مكان كرد [ 1 ] .
در اين سال نيز ابو بكر احمد بن كامل قاضى ( ره ) درگذشت . من كتاب تاريخ ابو جعفر طبرى را به نزد او شنوائى كردم . او از ياران ابو جعفر بود ، و بسيار كتابها بر او خوانده بود ، ولى من جز اين كتاب ابو جعفر ، از او شنوائى نكردم ، برخى از آن را بر او خواندم و پارهاى ديگر را به من اجازت داد [ 2 ] . خانهء او در خيابان عبد الصمد بود و من با وى نشست و برخاست بسيار داشتم .
نيز در اين سال قاضى القضاة ابو سائب عتبة بن عبيد اللّه [ 3 ] درگذشت . پس
هامش
[ ( 1 - ) ] در تاريخ اسلام آرد : اين كاخ پيش از سال ششصد فرو ريخت ، و اثرى از آن نماند جز سوراخهائى كه لانهء وحوش شده ، و چند پايه كه مايهء عبرت بينندگان است .
[ ( 2 - ) ]M: اجازت اذنى است كه استاد به شاگرد يا پير به مريد خود مىداد ، تا حق داشته باشد آن دانسته يا روايت را به ديگران باز رساند . شايد اين رسم گنوسيستى بازماندهء دوران ممنوعيت پخش دانش باشد ، كه مانويان نيز كسانى را كه حق نيوشيدن داشتند « نيوشاگان سماعان » مىناميدند و نقل روايت بجز بدين شرط روا نبوده است ، و شايد از اين رو ، برخى از مقدسان چون ملا على نهاوندى ( طبقات ق 14 ص 1499 ) آن را لازم نمىشمردند . سپس به صورت گواهينامهء ارزش تحصيلات شاگرد ، تكامل يافته است .
در ذريعه ج 1 . ش 619 تا 1398 ليستى از 779 اجازت و بيش از صد شماره در ج 11 ديده مىشود كه بسيارى از آنها در « بحار الانوار » جلدهاى 104 تا 107 چاپ شده است ، تاريخ بيشتر آنها پس از صفويه است و تنها متن شمارههاى 643 / 674 / 928 / 1083 / 1131 / 1206 / 1275 از سدهء چهارم به ما رسيده است . البته عنوان اجازت از سدهء سوم در پنج اصل رجالى شيعه و ذريعه بسيار است ولى نسخهاى جز آنچه ياد شد از آنها به دست نيست . اذن به روايت كردن ، چنان كه مشكويه در بالا گويد ، دو گونه بوده است : الف ) آنكه شاگرد براى استاد يا به عكس همهء متن را مىخواند و ديگرى شنوائى سماع مىنمود . ب ) راه آسانتر آنكه استاد كتاب را نخوانده به شاگرد اجازت مىداد .
[ ( 3 - ) ] نگارندهء تاريخ اسلام ، در زندگينامهء او گويد : عتبة بن عبيد اللّه بن موسا بن عبيد اللّه همدانى ، قاضى ابو سائب . پدرش بازرگانى بود كه در مسجد همدان پيشنمازى مىكرد .
پس او به دانشجوئى پرداخت . در آغاز كار ، تصوف و زهد بر او غلبه داشت ، به جهانگردى -