سال سيصد و چهل و هفتم آغاز شد .
در اين سال در بغداد و حلوان و شهرهاى كوهستان ، زمين لرزهها بسيار شد .
در كوهستان زيانهاى سنگينبار آورد . ساختمانها ويران كرد و مردم بسيار بكشت [ 1 ] .
و نيز در اين سال تركان و ديلميان موصل بر ناصر الدوله شوريدند ، به خانهاش ريختند و مىخواستند او را بكشند ، او با كمك غلامان خود و تودهء مردم با آنان جنگيد و پيروز شد ، برخى از ايشان را همانجا كشت و گروهى را دستگير كرد و باقى به بغداد گريختند .
در اين سال امير ابو منصور بويه پسر ركن الدوله به بغداد آمده دختر معز الدوله را خواستگارى كرد . ابو على بن ابو الفضل كاشانى وزير ، و ابو القاسم اسماعيل عباد دبير * نامهنگارى او بودند . شب شنبه دوم جمادى يكم دختر معز الدوله را به خانهء ابو منصور بويه بردند . سپس او را به اصفهان برد .
روز پنجشنبهء چهاردهم جمادى دوم ، معز الدوله به سوى موصل بيرون شد .
او از دروازهء « شماسيه » به « قطربل » از آب بگذشت و چادرها بر پا ساخت و براى رفتن به موصل و جنگ با ناصر الدوله و فرزندانش اعلام آمادگى كرد . زيرا كه آنان پس از اعلام آشتى و دوستى ، مكرر در صدد يورش به سرزمين بويهئيان برآمده بودند .
پس از رفت و آمد پيكها ، قرار بر اين شد كه : توبيخنامهاى تند و زننده ، كه از سوى
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تاريخ اسلام مىافزايد : در رى و بخشهاى آن زمين لرزههاى بزرگ رخ داد ، در ذى حجه ، شهر طالقان فرو رفت ، و جز پيرامون سى تن از مردمانش كسى نرست . زمين ، يكصد و پنجاه ديه از ديههاى رى را فرو خورد . اين لرزش تا « حلوان » ادامه داشت و بيشتر آنها را فروخورد . زمين ، استخوان مردگان را بيرون ريخت ، چشمههاى آب پديد آورد . در رى كوهها پاره پاره شد . يك قريه با مردم آن ، نيم روز ، در ميان زمين و آسمان بماند سپس در زمين فرو خورده شد . زمين شكافهاى بزرگ برداشت و آبهاى بدبو [ منتن ] همراه با دود بسيار بيرون آمد . اين است نقل ابن جوزى ( اللّه اعلم ) نيز گويد : به سال 347 زمينلرزه از نو در « حلوان » و « قم » و كوهستان بازگشت و مردم بسيار بكشت و دژها فرو ريخت و ملخ آسمان را پوشانيد و همهء غلات و درختها را بخورد .