تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
به راه افتاد ، خاك را در دامان قباى خود برداشت ، تا همگى سپاهيان از وى پيروى كردند و آن شكستگى را بستند . سپس او به سوى نهروانات رفته ، شكستگىهاى آنها را بست . نهروانات و همچنين بادوريا به كلى ويران شده بود ، با بستن شكستگىهاى آنها ، بغداد آباد شده ، ارزش نان پاكيزه هر بيست رطل تا يك درم پائين آمد . بدين سبب مردم ، آن روزگار معز الدوله را دوست مىداشتند . معز الدوله به سوى اردوگاه خود در « قطربل » رفت . ابو المرجى و برادرش [ 1 ] به « عكبرا » آمده و پيشتازانشان تا « بركان » رسيده بودند ، چون گزارش بازگشت معز الدوله و آنچه بر سر روزبهان آمده بود به ايشان رسيد از عكبرا به موصل بازگشتند . سبكتكين پرده‌دار نيز ايشان را پىگرفت ، ولى در اثر شتابشان ، به آنان نرسيد . روزبهان را در دژى در « صرات » زندانى كردند . ديلمان در دل نقشهء دست يافتن بر آن دژ و بيرون آوردن او را مىكشيدند . ابو العباس مسافر به معز الدوله پيشنهاد كرد او را بكشند ، ولى او نپسنديد ، تا اينكه گروهى از مطمئنان به او گفتند : اگر او را نكشى ديلميان به زور او را آزاد مىكنند و دولت تو را نابود و زندگى ما را به تباهى مىكشند ، پس شبانه او را با يك « سيمريه » [ 2 ] به زير كاخ خليفه برده ، در آب خفه كردند ! پس از آن گزارش پيروزى استاد * ابن عميد بر « بلكا » [ 3 ] برادر روزبهان و باز گردانيدن حكومت به ابو شجاع فناخسرو بن ركن الدوله ، به بغداد رسيد و روزبهان و برادرانش از يادها برفتند ! آرى ايشان همانند آتشى گر گرفتند ، ديلميان دور او و برادرش « بلكا » گرد آمده و گمان كردند پادشاهى را از بويه‌ئيان ربوده‌اند . ولى زمام هر كار و پس و پيش آن به دست خدا است !
هامش
[ ( 1 - ) ]M: برادرش هبه اللّه پسر ناصر الدوله خ 6 : 225 . [ ( 2 - ) ]M: نوعى قايق - خ 5 : 95 . [ ( 3 - ) ]M: ابن عميد پيش از اين نيز ، مرزبان پدر زن ركن الدوله را كه خطرى بزرگ براى بويه‌ئيان و سياست ميانه‌روى ( هاشمى ) ايشان بود از ميان برداشته بود ( خ 6 : 176 - 178 ) .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 211 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى