تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
و هسوذان ، به آن فريب كه برادر ، با دوگونگى وصيتنامه به دو داد ، و كار پسرش ابراهيم كه ولكين را بىاجازت او آزاد كرد ، در انديشه شده ، گريز مانند ، از اردبيل به سوى « طارم » رفت . پس از آن جستان يكسر بر كشور پدر چيره شد و برادرانش ابراهيم و ناصر از او فرمانبردارى نمودند . جستان وزارت ، به ابو عبد اللّه نعيمى [ 1 ] داد . همهء فرماندهان پدرش به نزد وى آمدند . مگر جستان بن شرمزن كه والى ارمنستان و به انديشهء چيرگى بر آن افتاده بود . از اين پس ، و هسوذان در صدد بر هم زدن ميان برادرزادگان خود و جدائى انداختن ميان ايشان و به طمع انداختن دشمنان آنان برآمد ، تا از رفتارى كه با او شده بود انتقام گيرد ، بالاخره سپاهيان نيز بر ايشان شوريده چيزهائى خواستند كه از اينان برنمىآمد . در پايان و هسوذان بر برادرزادگان چيره شد ، برخى را كشت و پاره را به چنگ ديگران انداخت و انتقام خويش ، به زيادت بگرفت * . در اين سال بيمارى ورم گلو و ماشرا [ 2 ] در بغداد بسيار شد ، مردمانى بدان دو بيمارى و به فجئه مردند . هر كس رگ مىزد تا ذراع ورم گرم و تب تند مىگرفت كه نياز به شكافتن داشت . هر آن كس كه رگ زد ، جان سالم بدر نبرد . زمستان امسال گرم و بىباران بود ، مردم كرانهء دريا مىگفتند : آب دريا هشتاد باع [ 3 ] كاسته شد ، كوه و جزيره‌هائى كه نديده و نشنيده بودند آشكار شد . افزايش دجله نيز امسال كم و نزديك به ده ذراع بود . در رى و نواحى آن زمين لرزه‌هاى شديد رخ داد كه مردم بسيار بكشت [ 4 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: محمد بن احمد خ : 6 : 70 . [ ( 2 - ) ]M: از ريشهء سريانى نوعى ورم عضله . [ ( 3 - ) ]M: متن : ثمانين باعا . ( باع فاصله ميان سر انگشت راست تا سر انگشت چپ در دو دست باز شده است . ) [ ( 4 - ) ] صاحب تكمله گويد : در اين سال ابو حسين بن مقله [ وزير متقى خ 6 : 80 ] براى زيارت به كربلا شد و چون فلج داشت در نيمهء راه درگذشت و جنازه‌اش را برگردانيده در خانه‌اش در مربعهء ابو عبيد اللّه دفن كردند . در تاريخ اسلام مىافزايد كه او سى و نه ساله بود .