معز الدوله [ ضد ناصر الدوله ] نوشته شده است ، با پاسخ [ پوزشخواهانهء ناصر ] بر منبرها خوانده شود .
توبيخنامه چنين است :
تو به خاطر دارى كه « تكين شيرزادى » چه بر سرت آورد ؟ نعمتهاى تو را برگرفته ، نزديك بود زندگانى تو را نيز بستاند . پس تو با همهء دشمنىها كه با من كرده بودى ، و كشاكشها بر سر شهرستانهائى ، كه هيچگاه در دست تو نبوده است ، با من مىداشتى ، به من پناه آوردى . من همهء دشمنىهايت را به فراموشى سپردم ، همهء گناهانت را بخشودم و تو را بر « تكين » ترجيح دادم . در صورتى كه تكين در آن هنگام ، فرمانبردارى و خدمت ، و آوردن خراج ، و خواندن خطبه براى من ، عرضه مىنمود . او از من چيزى نمىخواست جز آنكه ميان تو و او مداخله نكنم و به تو ضد او كمك نرسانم . ولى من تو را بر او ترجيح دادم ، دبير و سپاه خودم را برايت فرستادم ، هزينههاى سنگين آن را بر عهده گرفتم * تا آنجا كه افسار او را گرفته به دست تو دادم و تو دلت را خنك كردى و به شهر خود بازگشتى . در هنگامى ديگر تو همانند يك پناهندهء ناچيز ، به دست وزير من « صيمرى » افتادى [ 1 ] ، او مىتوانست تو را اسير كرده شهرها و دژهايت را بگيرد ولى او به تو احترام نهاد . من گمان مىكردم كه تو حق اين نعمتها نگاه خواهى داشت و پاداش دادن را وظيفهء خودخواهى دانست ، ولى تو جز خيانت و بدكردارى نسبت به من نكردى . تو رفتار دوستانه نكردى كه هيچ ، كار دشمنان كينهتوز انجام دادى ، در آن رخداد دردناك بزرگ كه به وسيلهء يكى از نزديكترين مردم به من ، بر سرم آمده بود [ 2 ] به من نامه نوشتى ، كمك عرضه داشتى ، سپس سپاهيانت را به عنوان كمك به تكريت فرستادى ، تا اگر پيروزى براى من ديدى ، سپاسگزارى و دوستىنمائى و اگر شكست در من ديدى آنچه در دل
هامش
[ ( 1 - ) ]M: - خ 6 : 150 .
[ ( 2 - ) ]M: جنبش ديلميان تندرو روزبهانى ، بر ضد ميانهروان بويهاى . خ 6 : 214 - 220 .