تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
جنى و گروهى از اهالى « طارم » را نيز به صورت بازرگان به دنبال آن دو تن بفرستاد اينان براى « شيراسفار » و نوكرانش و دربان دژ ، پيشكشها آورده ، كالاهائى خريد و فروش كرده ، وعده‌ها مىدادند ، كه هر گاه حق خويش از « مرزبان » بگيريم براى شما چنين و چنان خواهيم كرد . در اين ميان از ستمهاى « مرزبان » گريه و ناله‌ها سر مىدادند . ايشان تنها نزد مرزبان مىرفته ، نامه‌ها را به امضاى او مىرسانيده ، پاسخ مىگرفتند . در اين آمد و شدها دينارهاى بسيار به او مىرسانيدند ، تا در راه آزادى خويش هزينه نمايد . شيراسفار دژبان غلامى بىريش و زيبا داشت كه به رسم ديلميان هميشه سپر او را [ 1 ] برمىداشت . پس « مرزبان » نسبت به او اظهار دوستى و عشق آغاز كرد و پى در پى به او هديه مىرسانيد و وعده مىداد كه هر گاه رها شود چنين و چنان خواهد كرد و او را والى فلان ولايت خواهد ساخت . كم كم ، كه طمع غلام تحريك شد ، در توطئه شركت كرد . زرهى را در زير خاك در يك زنبيل با چند چاقو براى او آورد . او كه در همهء بخشهاى توطئه شركت مىكرد سوهانهائى را نيز ، در ميان شمعها ، جاسازى كرده مىآورد . مردانى كه به صورت بازرگانان در آمده بودند و زهد و تقوا و عبادت نشان مىدادند به در دژ مىآمده ، دربان ايشان را يك يك به درون مىبرد ، تا آنكه توطئه براى آزادى آن اسير با كمك اين غلام درست شد . * ايشان توافق كردند كه در روزى معين هنگامى كه « شيراسفار » به درون آمد غلام سپر و زوبين را اگر « مرزبان » خواست به او بدهد . نيز قرار شد كه برخى از آن بازرگانان نزديك دربان باشند كه اگر فرياد برآورد او را بكشند . پس چون آن روز فرا رسيد « توبان » كه دليرتر از ديگران بود ، نزد مرزبان آمد ، ديگرى نزديك دربان نشست تا اگر صدايش درآيد او را خفه كند . ديگران نيز در بيرون نزديك در نشستند ، تا همين كه توانستند به درون آيند . « شيراسفار » مانند همه روز ، بر او وارد شد ، مرزبان ، از پيش كم كم ميخ زنجير را سوهان كرده بود در آن روز زره را پوشيده روپوش را بر آن كشيده بود . درگذشته ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير : سپر و زوبين وى را با او مىبرد .