ريشهكنى به سوى « رى » رفتند . [ 1 ] ايشان مىپنداشتند كه ركن الدوله بىپا است و با زور ، برخواهد افتاد . وشمگير نيز همين ديدگاه را داشت . ركن الدوله دانست كه جز با پناه بردن به دژ ، و فرسايشى كردن جنگ ، از پس آن گروه بزرگ بر نمىآيد . او براى آنكه جنگ را در يك سو محدود سازد ، رى را پشت سر نهاده در طبرك [ 2 ] ساز جنگ نهاد و جنگ به درازا كشيد تا زمستان نزديك [ 3 ] شد ، خراسانيان خسته شده از آمدن برف بيمناك گشته * كار جنگ را رها كرده ، به گله گزارى و فرستادن پيام پرداختند ، سفير خراسانيان ، ابو جعفر خازن نگارندهء كتاب « زيج الصفائح [ 4 ] » بود كه در علوم رياضى پيشرفتى دارد . ايشان با يك ديگر مذاكرات بسيار كردند ، تا به دوستى و آشتى انجاميد .
به ركن الدوله گفتند : اين زخمى را بكش ، به دشمن خفه شده نفس مرسان ، او به ناچار آشتى خواسته شكيبائى و دارائى او پايان يافته است . سربازانش [ دور از خانمان ] شوريدهاند ، تو « رى » را همچون انبارى پر ، در پشت سر دارى ! هيچ يك از رايزنان او آشتى را پذيرا نبود ، زيرا سرپيچى در سپاه دشمن آشكار شده بود ، ولى ركن الدوله اين رأى همگان را با همه استوارى نپذيرفت . اگر او پذيرفته بود ، كه ضربتى بر دشمن بزند كار او را بپايان رسانده بود ( و اللّه اعلم ) ولى او آشتى را
هامش
[ ( - ) ] مىكرد ، در خ 6 : 141 . 147 ديده مىشود . خليفهء عرب به سال 343 ه - خواست خراسان را از سامانيان گرفته به دو دهد ( خ 6 : 207 ) ولى نتوانست . وى در 344 ه - . به وباى عمومى در « رى » درگذشت ( خ 6 : 213 ) .
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير تاريخ رفتن ايشان را به سوى رى ، ربيع يكم اين سال دانسته است .
[ ( 2 - ) ]M: طبرك ، دژى استوار و زيبا نزديك « رى » دست راست كسى كه به راه خراسان رود است و دست چپ كوه بلند رى قرار دارد . طغرل سلجوقى به سال 588 ه - . آن را در هم كوبيده ، ويران كردن آن يك سال به درازا كشيد ( ياقوت ، معجم البلدان ) .
[ ( 3 - ) ]M: متن : « قرب الشتاء » ، ابن اثير : « أتاهم الشتاء » .
[ ( 4 - ) ] بيوگرافى ابو جعفر خازن در تاريخ الحكماى قفطى ص 396 پ 534M II: و نديم . تج 341 پ 505 و مقايسات ابو حيان توحيدى ديده مىشود . غير از « زيج » ياد شده ، المسائل العددية ، تفسير مقالت دهم اقليدس ، نيز از او است . زندگانى اين رياضىدان بزرگ ايران از پايان سدهء سوم تا نيمهء چهارم هجرى ، همه در رى گذشته است ( لغتنامهء دهخدا ) .