پذيرفت . اين آشتى بر وشمگير نيز سخت دشوار و گران آمد ، او اميدوار نبود كه بار ديگر بتواند سپاهى بدين بزرگى فراهم سازد . چون ابن محتاج برگشت ، ركن الدوله ، وشمگير را دنبال كرده ، از طبرستان و گرگان بيرون راند ، تا به « اسفراين » رسيد .
وشمگير نامهاى به نوح [ 1 ] بن نصر سامانى نگاشته از آنچه ابن محتاج كرده گلهها كرد ، پس آنچه در ذهن نوح بر ضد ابن محتاج نهفته مىبود * آشكار شد . سپهدارى را از وى گرفته به بكر بن [ 2 ] مالك داده ، لشكريان بيشتر در اختيارش نهاد . همين رفتار او ابو على بن محتاج را به نامهنگارى و درخواست آشتى از ركن الدوله برانگيخت ، پس از آنكه به او و وابستگانش صدمهها زده بود و رابطهء ابن محتاج و فرمانروايش ، نوح سامانى را چنان تيره كرد كه سامانپذير [ 3 ] نبود .
اين صلحنامه [ ميان ابن محتاج سردار سپاه سامانى و ركن الدولهء بويهاى ] را خليفه نوشت [ 4 ] و آن را به دست ابو بكر عبد الواحد پسر ابو عمرو شرابى پردهدار خليفه و
هامش
[ ( 1 - ) ]M: نوح همان جوان است كه زير فشار تركان مهاجر ، به دستور بغداد ، پدر گنوسيست خود را زندانى كرده ، اسماعيلى كشى به راه انداخت - پانوشت خ 6 : 85 .
او جرأت همكارى بيشتر با وشمگير و زياريان نداشت و از اين رو گفتهء ابن اثير ، نوح به وشمگير و حسن فيروزان نوشت كه دست از مخالفت دولت بردارند و چون ابن محتاج چنين ديد به بويهئيان رو آورد .
[ ( 2 - ) ]M: اين نام در خ 6 : 142 ابن ملك و در خ 209 و 215 : ابن مالك آمده ، واژهء بكر ، تنها در اينجا است . ابن اثير نام او را ابو سعيد بكر بن مالك فرغانى آورده است .
[ ( 3 - ) ]M: اشارت است به فتنهگرىهاى بويهئيان ، ميان سامانيان و ابن محتاج سردار سپاه آنان كه در خ 141 تا 143 ديده مىشود .
[ ( 4 - ) ]M: دربارهء صلح ميان سامانيان و بويهئيان ، كه در اينجا مورد علاقهء خليفه قرار گرفته ، بايد به ياد داشت كه اين دو خانواده ، دو قدرت فئودالى بازمانده از عهد ساسانى بودند كه از قرنهاى اول براى حفظ منافع خود مسلمانى پذيرفتند ، و تظاهر به تسنن كه مذهب رسمى حاكم بود در ميان سرداران ايشان رايج بود ، ولى مانند همهء ايرانيان ديگر گنوسيسم هند و ايرانى را در لباس اسلام نگاه مىداشتهاند . چون سامانيان از مركز فشار خلافت عرب دور تر بودند ، ايرانىتر و در نتيجه ، اسلامشان ، گنوسيستتر از اسلام بويهئيان -