ولى كسى را شايستهء خدمت بر جاى او نيافت ، پس بر سر خرد آمد و كسى را به جاى او نگمارد .
ابو محمد مهلبى مردى دلير بود سختيهاى روزگار ، وى را نمىلرزانيد . او در همان حال براى كارگزاريها برنامهاى فراهم كرد كه سيزده ميليون درم سود داشت ، پس آن را به عرض معز الدوله رسانيده گفت : من آن را خودم اداره مىكنم ، اگر نگهبانى بر من ادامه يابد ، برنامه متوقف مىماند . معز الدوله كه به طمع افتاده بود با نزديكان رايزنى نمود ، در ميان آنان از ابو مخلد [ 1 ] عبد اللّه بن يحيا پرسيد : آيا با آن همه رنج كه به اين مرد دادهام ، باز مىتوانم به او اطمينان كنم ؟
ابو مخلد گفت : آرى ! مرداويج وزير خود ابو سهل را بيش از اينها زد ، سپس او نيز مانند تو پشيمان شد و به وزيرش خلعت پوشانيده ، او را به كار بازگردانيد ، ولى او از شدت كتك نمىتوانست راه برود ، پس ناچار او را به كجاوه نشانيده به سر كار بردند باز او نتوانست بنشيند ولى همچنان مدتى كار كرد تا دو بار بر او خشم گرفت و او را بكشت * . پس معز الدوله به مهلبى پيام داد كه هر گاه بهبود يافتى سوار شو به سر كار بيا ! و نگهبانى از وى برداشت . مهلبى چستى كرده ، پس از چند روز سوار شد و به خدمت رسيد ، پس خلعت گرفت و به كار بازگشت .
ويژگيهاى اخلاقى معز الدوله :
معز الدوله مردى آهنين ، تندخو ، بد زبان بود ، به وزيران و بزرگان پيرامن خود بد مىگفت ، افترا مىبست . به مهلبى ( ره ) دشنام عرضى مىداد كه هيچكس را تاب تحمل آن نيست ، ولى مهلبى همچنانكه ناشنيده باشد ، آن را تحمل مىكرد و به خانه مىرفت . من كه همنشين [ 2 ] او بودم گاهى در چنان رخدادها مىديدم كه مهلبى از
هامش
[ ( 1 - ) ]M: از خدمتگزاران مرداويج - خ 5 : 486 .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « و كنت أنادمه . . . » مشكويه م . 421 ه - . هنگام همنشين بودن با وزير مهلبى كه از دوشنبه 27 ج 1 - 339 تا مرگش شنبه 24 شعبان 352 ه - . وزير بوده است ، دست كم بايد بيست سال داشته باشد ، پس زاد روز مشكويه بايد پيرامن 320 ه - . و عمر او بايد به پيرامن يكصد سال رسيده باشد - خ 6 : 350 .