تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
شنيدن دشنام امير ، متأثر نمىشد ، در مجلس انس بعد از آن ، شاد و خرم شركت مىجست ، تا آنجا كه من شنيدم ابو العلاء صاعد بن ثابت [ 1 ] كه دوست همكار او بود ، به وى تذكر مىداد كه هر گاه به گوش امير برسد كه تو اين اندازه به پرخاش و خشم او بىتوجه و در برابر دشنامهاى او بىتفاوت هستى ، تو را به بىاعتنائى به خودش منسوب مىدارد و بيشتر در صدد آزار تو برخواهد آمد . تو اگر تأسف و دل شكستگى نشان دهى ، تا بداند كه دلگير و درهم شده‌اى ، شايد او زود كوتاه بيايد و پشيمان شود و جلو عادت دشنام‌گوئى خشمگينانهء خود را بگيرد . ابو محمد مهلبى پاسخ داد : من از آنچه گفتى دور نيستم ، ولى اين مرد فرمانروائى است گول و دستپاچه كه بر اعصاب خود كنترل ندارد . اگر من از آن هذيانهايش دلخورى نشان دهم تصور خواهد كرد كه من نيكخواه او نيستم ، اين بار تهمتى به من خواهد زد كه در انديشهء من نباشد و موجب آوارگى و بدبختى خواهد شد . پس چاره‌اى نيست جز ناشنيده گرفتن و به ظاهر خنديدن * و اگر نتوانم ، آن نشان بىفكرى من است ، نتيجه نيز همانست . ابو بكر بن ابو سعيد ( ره ) [ 2 ] برايم گفت : هنگامى كه معز الدوله بريدى را در بصره شكست داد [ 3 ] روزى در حضور مافروخى بر مهلبى دشنام‌گوئى گرفته گناهانش را برمىشمرد . پس چون ما از ايشان جدا شديم مافروخى گفت : به من برخورد كه رو در روى من ، به وزير چنين ناسزا گفت : اكنون چگونه مىتوانيم به مهلبى دلگرمى دهيم ؟ ( يعنى چه كنيم كه مهلبى ما را شماتت‌گر نپندارد ، كه ديده‌ايم ، امير او را سبك كرده است ) من [ ابو بكر ] گفتم : در چنين جاها سكوت بهتر از سخن گفتن است . پس [ مافروخى ] چند روزى دورى كرده ، جز هنگام بار همگانى با مردم ، پيش او
هامش
[ ( 1 - ) ]M: صاعد بن ثابت يكى از منابع تاريخى مشكويه است كه در خ 6 : 93 / 265 / 310 / 315 - / 466 / 473 / 474 نيز ديده مىشود . شايد او پسر ثابت بن سنان پزشك مورخ باشد كه خود نيز از منابع مشكويه است . خ 5 : 564 . [ ( 2 - ) ]M: از منابع كار مشكويه است . او در سال 348 ه - . پس از مرگ مافروخى و استعفاى پسر عمويش على بن عبد العزيز دبير معز الدوله مىشود ( خ 6 : 234 ) . [ ( 3 - ) ]M: - خ 6 : 151 .