گزارش اين رخداد :
چون مهلبى با آن همه هزينه ، به سوى عمران [ 1 ] رفت و سپس گريخت ، معز الدوله سخت از او آزرده شد و خواست او را دستگير كند ولى يورش سپاه خراسان بر « رى » او را از اين انديشه باز داشت . سپس آمدن ابو العباس حناط به پايتخت كه نامهاى از ركن الدوله شامل درخواست مال همراه آورده بود ، معز الدوله را ناگزير كرد * كه به همين وزير مهلبى كه در حال فرار به واسط رسيده بود ، نامه بنويسد ، و دستور دهد كه برگشته ، به راه اهواز رود و يك ميليون درم از موجودى دژ ، به ابو العباس حناط دهد و جاى آن را از آنچه به دست خواهد آورد پر كند . سپس فرستادن بارها را به پايتخت ادامه دهد ، و سپاهيانى از راه اهواز - اصفهان به رى بفرستند . مهلبى همه را انجام داد ولى باز كينهء دل امير پاك نشد . ضربتى كه مهلبى هنگام بالا آمدن به سوى بغداد بر يوسف بن وجيه فرمانرواى عمان زد نيز بزرگ بود ، كه چون يوسف به سوى بصره رفت ، مهلبى بر او پيشى گرفته ، در بصره با او جنگيد و او را گريزاند ، يارانش را اسير كرد و كشتىهايش را چنان كه در زير مىبينم بگرفت :
گزارش طمع ابن وجيه به بصره و شكست او :
پيش از اين [ 2 ] ترس قرمطيان را از معز الدوله و پاسخى كه به نامهء ايشان داد و ايشان را سبك كرد ، ديديم . پس چون ابن وجيه [ فرمانرواى عمان ] آگاه شد ، به قرمطيان نامه نوشت و طمع به بصره را در دل ايشان جا داده از ايشان خواست ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن « المهلبى لما خرج الى عمان . . . » است ولى چون سفر جنگى كه مهلبى در آن شكست خورده به واسط رسيده بود ، سفر به سوى عمران بن شاهين است كه در خ 6 : 171 - 173 ياد شد ، نه « عمان » ، من با حدس اينكه گويا عبارت : « لما خرج الى عمران . . . » بوده است و بد خطى نويسنده ، يا بدخوانى خواننده « عمران » را « عمان » نموده باشد ، آن را چنين ترجمه كردم .
[ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 151 .