تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
پسرش ابو الفرج محمد عهده‌دار ديوان شد و كارها را به رسم پدر اداره نمود . شب آدينه نهم جمادى دوم امسال ، امير ابو اسحاق ابراهيم پسر معز الدوله ، به طالع سنبله ، از مادر بزاد . نيز در اين سال ، ابو سالم ديسم بن ابراهيم كرد ، كه از سالار مرزبان در آذربايجان شكست خورده گريخته بود به بغداد آمد . گفتم كه ركن الدوله مرزبان را اسير كرده در دژ « سميرم » زندانى كرد [ 1 ] ولى او با ترفندى بند را شكسته دژبان را كشته به آذربايجان برگشت [ 2 ] كه آن را بازخواهم گفت . پس ياران ديلمى ديسم به گرد مرزبان بازگشتند . ديسم به پايتخت آمده به معز الدوله پناه برده كمك خواست . معز الدوله او را گرامى داشته مال فراوان و پوشاك بسيار داده او را « برادر ابو سالم » مىخواند [ 3 ] .

ديسم كه بر آذربايجان چيره شده بود ، چگونه برابر مرزبان شكست خورده از آنجا بگريخت ؟

گفتيم كه ابن عبد الرزاق [ 4 ] از طرف ركن الدوله فرماندار آذربايجان شد و چون ابن محمود [ 5 ] را به وزارت گمارد ، دبير خودش كه از خراسان آورده بود بيمناك شد ، پس چون براى گردآورى ماليات به منطقهء « ديسم » نزديك شد به او نامه نوشت و با سپاهش به « ديسم » پناهنده شد . ابن عبد الرزاق * با اين رفتار از آذربايجان آزرده
هامش
[ ( 1 - ) ]M: خ - 6 : 176 . [ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 200 [ ( 3 - ) ]M: كمك بويه‌ئيان به ديسم بن ابراهيم كرد خارجى ( خ 6 : 67 ) بر ضد سالار مرزبان گنوسيت اسماعيلى ( خ 6 : 66 ) نمودارى از همكارى شيعيان معتدل بويه‌اى با عباسيان ، بر ضد فاطميان و شيعيان تندرو است ، كه هانرى لائوست آن را « سياست هاشمى » مىخواند ( سياست و غزالى ، ص 45 ) - پانوشت خ 6 : 124 / 154 . [ ( 4 - ) ]M: از سرداران سپاه سامانى بود كه با سپاهش به بويه‌ئيان پناهنده شد ( خ 6 : 157 و 180 ) [ ( 5 - ) ]M: احمد بن عبد اللّه بن محمود ، دبير ديسم بود كه چون ابن صقر نصرانى به دبيرى ديسم رسيد ، ابن محمود بيمناك شده با اموال ديسم به عبد الرزاق پناه برد ( خ 6 : 180 ) .