راههايش را نمىشناخت . روزبهان خواست تا بلاى شكست كه بر سر او آمده ، بر سر مهلبى نيز بيايد ، تا پيروزى بر قدرت او نيفزايد ، پس پيشنهاد پيشروى و هجوم داد ، مهلبى مىخواست نخست راه تنگهها را بربندد . روزبهان به خرابكارى ضد مهلبى دست زد ، با نقشههاى او در بستن راهها مخالفت ورزيد ، در نامهاى كه به معز الدوله نوشت ، مهلبى را درماندهاى خواند كه براى حسابسازى و خرج تراشى بيشتر ، حمله را به تأخير مىاندازد . روزبهان آنقدر پىگيرى كرد تا نامهء معز الدوله با گله از تأخير برسيد . مهلبى احتياط و تدبير را كنار گذارده با ارتكاب اشتباه همهء سپاهيانش را به كمينگاه * عمران فرستاد ، روزبهان عقبتر ماند تا هنگام گريز نخستين فرارى باشد .
عمران كمينگران خود را از آن پيچ و خمهاى مردابى ، مجهز با وسايل مناسب آن تنگهها ، بر سر سپاهيانى بيرون ريخت كه در تنگناهاى ناشناختهء مردابها ، روى سر هم ريخته بودند . با دشنه ايشان را كشته و اسير مىگرفتند روزبهان به راحتى گريخت ، وزير مهلبى نيز توانست با شنا جان به در برد ، [ 1 ] سرداران و بزرگان به اسيرى افتادند ، دولت مجبور شد با عمران آشتى كند ، زيرا كه نيرومند و قهرمان شده بود .
پس هر چه پيشنهاد كرد پذيرفته شد .
گزارش جنبش مرزبان :
من پيش از اين [ 2 ] از جنبش سالار مرزبان ياد كرده ، وعدهء گزارش را بدينجا
هامش
[ ( 1 - ) ]M: مشكويه در همه جا در كشاكش ميان بويهئيان و گروههاى گنوسيستتر مانند روزبهانيان ( خ 6 : 214 - 220 ) از سنىزدگى بويهئيان جانبدارى مىكند . چون خود مشكويه شاگرد مهلبى است كه دربارهء او گويد : در مدت دراز همنشينى حوادث روزگارش را برايم نقل مىكرد ( خ 6 : 181 ) و كمكهاى او را در رشد اقتصاد بصره در خ 6 : 168 ياد كرده است ، در اينجا نيز مىكوشد كه گناه شكست مهلبى را به گردن روزبهان كه رقيب گنوسيستتر مهلبى بود و به دست معز الدوله و تركان سنى او نابود شد ( خ 6 : 219 - 220 ) بيندازد ، در صورتى كه اشتباه مهلبى و روزبهان يكى است و گناه مهلبى كه آزموده را از نو آزمايش كرد بيشتر است .
[ ( 2 - ) ] در خ 6 : 154 و پيش از آن نيز در خ 6 : 66 ديديم كه مرزبان يك فئودال طبرستانى ( تپورى ) مسلمان گنوسيست و پدر زن ركن الدوله است . او مردى را به نام ابو القاسم على ابن جعفر كه از داعيان اسماعيلى بود به وزارت خود برگزيده بود .