آثار نيكوى وزير ابو محمد مهلبى در آباد كردن ويرانيها و رشد اقتصاد و افزايش درآمد و احياى صادرات كه متوقف شده بود :
هنگامى كه معز الدوله بصره را گشود بدانجا درآمد ، مردم ، به دادخواهى از ستم بريديان برخاستند . او آگاهى يافت كه ابو يوسف بريدى [ 1 ] در كارگزارى بصره و گردآورى ماليات خودسريها كرده است . او به ابو الحسن بن اسد دستور داده بود ، كه از زمينداران عرب بصره ، به جاى ده يك « حق العشر » كه ماليات ويژهء عربان بود [ 2 ] ، از هر جريب زمين گندم و جو بيست درم دريافت دارند . اين دستور را او به سبب گران شدن نرخها در بصره صادر كرده بود ، كه كر گندم معدل به دويست درم رسيده بود . اين دستور كم كم به صورت ثابت درآمد ، پس چون ابو عبد اللّه بريدى ، برادر خود ابو يوسف را كشت دبير او ابن اسد را در كار خود نگاه داشت و اين رسم برجا ماند . سال به سال از ستم بريديان و كارگزارانشان ، از آبادانى كاسته مىشد ، ولى ايشان به اعتبار قيمتگذارىهاى [ 3 ] پيشين ماليات را مطالبه مىكردند ، در صورتى كه با كاهش سالانهء آبادى ، درآمد نيز كم مىشد * ، پس در واقع درصد پرداختى ماليات هر سال از سال گذشته بيشتر مىشد . چون بصره در اثر محاصرهها قحط زده شد ، مردم را مجبور كردند تا در زير نخلهاى نخلستان نيز گندم و جو بكارند چون اين كار را كردند ماليات هر جريب را از بيست به چهل درم بالا بردند .
اين خود نيز از آبادانى بكاست ، ولى ايشان همين افزوده را ملاك قيمت بندى نوين ماليات قرار داده ، از زمينهاى يك دهمى عربها نيز گرفتند پس مردم فرارى شدند ، بار ايشان نيز بر دوش باقيماندگان افتاد . پس چون ابو محمد مهلبى به وزارت معز الدوله منصوب شد به بصره آمد و مردم از قيمتگذارى كه براى زمينهاى گندم و جو شده
هامش
[ ( 1 - ) ]M: - خ 6 : 89 - 94 براى نسبت « بريدى » يا « يزيدى » ن . ك ، خ 6 : 44 .
[ ( 2 - ) ]M: متن : و تعرف بصدقات اراضى العرب ، در اينجا يكى از امتيازهاى اقتصادى عربهاى مهاجر بر بوميان كه تا سدهء چهارم هنوز پا برجا مانده و به وسيلهء يك حاكم محلى غير عرب لغو شده است ، دوباره به دستور بغداد بازگشت داده مىشود . مانند آنچه در تاريخ قم ، ص 142 ديده مىشود .
[ ( 3 - ) ] متن : « يطالبون بالعبرة » عبرة به معنى قيمتگذارى در خ 6 : 136 و 170 نيز ديده مىشود .