شدند . چون ركن الدوله به همدان رفت ، ابن قراتكين از رى * به اصفهان شد .
نيز در همين سال بود كه ابو محمد مهلبى و روزبهان ، با عمران بن شاهين [ 1 ] جنگيدند و با برترى كه داشتند ، شكست خوردند و بسيارى از سرداران ايشان اسير گشتند و ابو الفتح پسر ابو طاهر كشته شد .
انگيزهء شكست مهلبى پس از پيروزى بر عمران :
نخست معز الدوله روزبهان را به جنگ عمران فرستاده بود ، او وسايل جنگ آبى را ساز كرد ، مردانش را مجهز نمود ، ولى چون عمران در كمينگاههاى خود در مردابها پنهان ماند ، روزبهان خسته شد و براى يكسره كردن كار به درون رفت ، پس عمران بر او و يارانش تاخت و چيره شد . روزبهان گريخت و همهء ابزار و جنگ افزارش به غنيمت رفت . عمران نيرومند شده به دولت چشم دوخت . يارانش چنان گستاخ شده بودند كه سپاهيان دولتى را مسخره كرده ، سبك مىگرفتند . هر گاه پردهداران بزرگ ، سرداران گرانقدر ، اميران ديلم و ترك از آنجا مىگذشتند تحقير مىشدند ، از ايشان حق ديدبانى و بدرقه خواسته مىشد ، اگر نمىدادند ، ناسزا شنيده ، كتك مىخوردند ، سپاهيان براى گذشتن از روستاهاى ايشان و در معاملات بصره و اهواز از راههاى ايشان بىنياز نبودند . پس راه بصره بسته شد و بجز سوار رفت و آمد نمىتوانست كرد . معز الدوله برآشفته بود اميران ، پردهداران و سرداران بزرگ ، از اهانتهائى كه هنگام گذر از آنجا برايشان مىگذشت نزد او مىناليدند ، پس او به وزير مهلبى نوشت ، كه تا واسط به بالا بيايد و اين دشوارى را براندازد ، براى جنگ با عمران و گرفتن او آماده شود . پس سپاهى بزرگ كه ابو طاهر و بهترين سرداران و غلامانش در آن بودند مجهز كرده ، آن را با سلاح بسيار بياراست و به سوى او روانه كرده ، دستش را در هزينه باز گذارد .
مهلبى به سوى عمران حركت كرد و همهء راهها را به سوى او بربسته ، به يك تنگه در بطيحه رسيد ، كه داراى شاخههائى بود كه جز عمران و يارانش كسى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: - خ 6 : 160 - 165 .