و گرفتن ماليات بگماردند [ 1 ] .
در اين سال ديلميان بر ضد معز الدوله شوريدند ، رو در رو ، به دو بيراه به گوشش رسانيدند ، تا پرداخت اموالى را در مدت معينى براى ايشان تضمين كرد . پس ناگزير از خشونت با مردم شد ، تا ماليات را از راههاى غير قانونى بستاند . براى اين كار او ديههاى خالصهء سلطنتى ، املاك فئودالهاى فرارى يا پنهان شده ، مانند ديههاى ابن شيرزاد ، و نيز ماليات دولتى مناطق خرده مالكى را به صورت كنترات و تيول در اختيار سرداران و دوستان خود و تركانش بگذارد ، تا آنجا كه بيشتر سواد عراق از دست كارگزاران و فرمانداران دولتى بيرون آمده به صورت اقطاع دربست [ 2 ] در اختيار فئودالها قرار داده شد * . و از منطقههاى آزاد جز اندكى باقى نماند . پس نياز به دفتر و ديوان ، كاهش يافت ، بيشتر ديوانها و دفترهاى بازرسى آن ، منحل [ 3 ] و در يك ديوان مركزى گردآورده شد .
فرايند بد اين روش ، ويرانى كشور و تباهى سپاه و بىنظمى بود [ 4 ]
هر گاه كشوردارى ، بر شيوهء نادرست پايهگذارى شود ، گرچه در آغاز كار پنهان بماند ، با گذشت زمان آشكار خواهد شد ، همچنان كسى كه با زاويهاى كوچك
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : پس ابن مقله ، ابو زكرياى سوسى و حسن بن هارون را دستگير كرد و به ايشان دشنام گفت . صيمرى گفت : تو غرضى جز انتقامجوئى از اين دو نداشتى ، پس معز الدوله ابو زكرياى سوسى را آزاد كرد و چيزى از او نستاند ، و از حسن بن هارون پنجاه هزار دينار بگرفت . او ابن مقله را نيز بر كنار كرد و صيمرى در كار تنها ماند . نيز گويد : در شعبان اين سال بندهاى دجلهء خالص « و نهروان » بشكست .
[ ( 2 - ) ]M: متن : صار اكثر السواد مغلقا . . . و بقى اليسير من المحلول » .
[ ( 3 - ) ]M: متن : « و بطلت ازمتها » . براى فرق « ديوان اصلى » و « ديوان ازمه » ن . ك پانوشت ج 5 ص 50 .
[ ( 4 - ) ]M: با همهء پيچيدگى ناشى از كهنگى واژهها ، باز هم اين بخش مانند بخشهائى كه در خ 6 : 168 - 170 و 229 تا 233 و 298 تا 303 خواهد آمد برخى از مسائل اقتصاد سياسى و روانشناسى اجتماعى سدهء چهارم در ايران باخترى و بين النهرين را روشن مىسازد .