ده ميليون دينار شد ، زيرا كه بر حجرههاى بازرگانان و انبارهاى ايشان نيز حمله شده بود .
ناصر الدوله و ابن شيرزاد و تركان * توزونى رو به بالا به عكبرا گريختند و چون به عكبرا استوار شدند ، ناصر در پايان محرم 335 نامهاى به معز الدوله نوشته خواستار صلح شد [ 1 ] . ناصر الدوله اين كار را دور از چشم تركان انجام داد ، پس چون ايشان آگاه شدند در صدد دستگيرى وى برآمدند ، و چون خبر به دو رسيد و از تصميم ايشان آگاه گشت بامداد پگاه ايشان را رها كرده به موصل گريخت . معز الدوله نيز فتحنامهها به نام مطيع للّه ، به عماد الدوله و ديگران فرستاد .
ترفندى ناجور كه نبايد به كار رود :
از شگفتانگيزترين پيشامدها آنكه مردى به خرگاه ناصر الدوله كه در باب شماسيه رو به روى اردوگاه معز الدوله بود در آمد . او به قصد كشتن ناصر شبانه دور از چشم نگهبانان و دربانان و خادمان ، به چادر خوابگاه او كه در آن خفته بود وارد شده ، جاى سر او را بر متكا نشان كرد . پس براى خاموش كردن شمعى كه نزديك او ، از بيرون ، چادر را روشن مىكرد ، به بيرون آمد و پس از خاموش كردن آن ، دوباره بازگشت ، تا چاقو را به گلوگاه او فرو كند . اتفاقا ناصر الدوله در خواب ، پهلو به پهلو شده ، سرش را برگردانيده بود . چون مرد در تاريكى بازگشت ، چاقو را در جائى كه در ذهن خود نشان كرده بود فرو كرد . او شك نداشت كه چاقو را در گلوى ناصر فرو كرده است * ، ولى چاقو به جاى گلو در متكاى ناصر فرو رفته ماند و مرد پنداشت كه ناصر را كشته است . او از خرگاه بيرون رفت و به كسى نگفت ، چون ناصر بيدار شده چاقو را ديد به دنبال مرد فرستاد و نيافت . پس مردم براى شادباش به نزد ناصر آمده تبريك مىگفتند . مرد چاقوكش به نزد معز الدوله رفت به قصد تبريك
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله گويد : اين نامه را با ابو بكر بن قرابه فرستاد .