واگذار مىكرد ، نخست سرداران سپاه ، دوم دراعه [ 1 ] پوشان . سرداران تنها به انديشهء پر كردن جيب و تأمين سود بيشتر و ادعاى سوخت شدن و درخواست كسر كردن بودند .
اگر تحصيلدار دولت بر ايشان سخت مىگرفت دشمنى مىورزيدند . و هر گاه ثروتمند و مالك بزرگ مىشدند ، كارشان به قيام و خروج مىانجاميد . و اگر نسبت به آنان سست مىگرفتند ، آزمندى ايشان فزونى مىيافت و پايانى نداشت .
ولى دراعهپوشان [ 1 ] * در فريب دادن دولت و اندوختن دارائى از سپاهيان زرنگتر بودند . در معاملات با يك ديگر تيزبين بوده رشوتها را مىدادند و پارتىها را نگاه مىداشتند ، تا آنجا كه لزوم يك نواختى قانون براى همهء مردم آشكار شد .
سالى چند كه مىگذشت بر خودكامگى اقطاع داران نسبت به زيردستان افزوده مىشد ، مستضعفان را بر خلاف قانون مصادره مىكردند ، در معاملات به تناسب حال ، هر كسى را مغبون مىكردند ، زورمندان را در ماليات تخفيف مىدادند و پيشكشهاى و رشوتها مىستاندند . تكيهگاه فراريان از ماليات و سخنگو و مدافع ايشان در برابر دولت بودند . مستضعفان را مىچزاندند . تا آنجا كه : شكايت بردن به ديوانها ، مشورت دادن به كارگزاران ، رسيدگى به دادخواهى و گوش فرادادن به پند دبيران ، يك سر منسوخ گشت . حسابرسى از پيمانكاران بدان [ 2 ] منحصر شد كه ارقام ياد شده در پيماننامه را بسنجند ، كه كدام پرداخت شده و كدام مانده است . با چگونگى رفتار پيمانكار با كشاورزان كارى نداشتند ، كه آيا دادگرانه يا ستمگرانه بوده است ؟
آيا آن بخش را آباد ، يا ويران كرده است ؟ و به اينكه او ماليات غير قانونى گرفته ، اموالى را به ناحق مصادره كرده ، بر خلاف معمول برداشت نموده ، هزينههاى غير واقعى ثبت كرده ، دبيرى را كه به يكى از آن زشتيها اعتراض مىكرد ، اگر ثروتمند مىبود مجازات و بيچاره كرده ، يا كشته يا در يك تبانى با رقيبش او را به معامله
هامش
[ ( 1 - ) ]Mمتن : « اصحاب الدراريع » گويا مقصود صاحب منصبان عالى مقام ادارى دولت باشد . مانند قضات و دبيران و فرمانداران . براى دراعهء دبير و قباى وزير - خ 6 : 308 .
[ ( 2 - ) ] متن : محاسبه الضنمناء . . .