تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
به بيست هزار درم خريدم . مردم نمىتوانستند از كرانهء باخترى به خاورى و از خاورى به باخترى بگذرند زيرا ناصر الدوله جلوگيرى مىكرد ، به بار و بنهء مردم زيان فراوان رسيد ، سربازان بر غلات دست انداخته ، درو و خرمن كوبى كرده ، به اردوهايشان مىبردند . بهاى نان در كرانهء خاورى پنج رطل يك درم بود ، زيرا قايق‌ها از موصل آرد مىآوردند . در صورتى كه در كرانهء باخترى چنان كه گذشت گران بود و بهاى نان در هنگام برداشت ، يك رطل به يك درم و يك چهارم درم مىرسيد ، آن هم اگر يافت مىشد ، زيرا كه ناصر الدوله نمىگذاشت آنچه از موصل مىرسيد ، به جانب باخترى برسد . عربهاى وابسته به دو كه در كرانهء باخترى نيز پخش بودند ، از رسيدن آذوقه به طرفداران معز الدوله جلوگيرى مىكردند . ناصر الدوله به سال 331 دينار و درم‌هائى نيز به نام متقى للّه و ناصر الدوله و سيف الدوله سكه زد [ 1 ] ، ابن شيرزاد ، عياران و توده مردم بغداد * را نيز براى جنگ با معز الدوله و ديلميان برانگيخته ، گروهى از ايشان را اجير كرده بود [ 2 ] . او همه روزه سوار زبزب [ 3 ] هاى پر از تركان شده ، در دجله بالا و پائين مىرفت ، ايشان ديلميان را كه در كرانهء باخترى دجله بودند با نشاب مىزدند . ناصر الدوله صافى توزونى را با هزار تن از آب گذراند تا معز الدوله را دستگير كنند ، پس اسپهدوست و ابو جعفر صيمرى جلو او ايستادند و او را گريزاندند . ابو جعفر بن ورقاء كه با آن دو تن بود مىگفت : من شنيده بودم مردانى هستند كه يك تنه برابر هزار تن بايستند و باور
هامش
[ ( 1 - ) ]M: و از معامله با سكه‌هاى مطيع جلوگيرى كرد ( ابن اثير ) . [ ( 2 - ) ] صاحب تكمله گويد : ابن شيرزاد گروهى از عياران را واداشته بود كه به دفاع از ناصر الدوله برخيزند پس « كافور » خادم معز الدوله به دست ناصر افتاده ، او را به نمايش نهاد . معز الدوله نيز ابو الحسن [ زكريا ] بن شيرزاد را گرفته زنده زنده به صليب آويخت ، تا چون ابو جعفر شيرزاد ، كافور خادم را رها كرد و معز الدوله نيز برادرش را رها ساخت . [ ( 3 - ) ]M: نوعى قايق - پانوشت خ 5 : 59 .