تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
مردم مىگفتند : - « ما هيچ شيوه‌اى را از شيوهء زياد ماننده‌تر به شيوهء خسرو انوشروان نديده‌ايم . »

[ رسيدن بسر به مكه و مدينه و گريختن كارداران على ]

آن گاه ، تاختهاى معاويه بر پيرامون سرزمين على بسيار شد . معاويه بسر ارطاة را به حجاز فرستاد . وى چون به مكه و مدينه در آمد كارداران على بگريختند و پيروان على را بكشت . سپس راهى يمن شد . عبيد الله عباس خود از يمن به كوفه گريخت و عبد الله عبد المدان را به جاى خويش بگماشت . بسر چون به يمن رسيد عبد الله را بكشت و چون به جاى و دارايى عبد الله رسيد ، دو پسر كوچك عبد الله را نيز بكشت . على چون از كار يمن آگاه شد ، جاريهء قدامه را با دو هزار كس [ 379 ] و وهب پسر مسعود را با دو هزار كس بدان سوى گسيل كرد . جاريه راه بسپرد تا به نجران رسيد . در آن جا انبوهى از پيروان عثمان را بكشت . چنان كه بسر از ترس بگريخت و جاريه در پى او بتاخت تا آن كه به مكه و سپس به مدينه رسيد . مردم را به مرگ على نگران ساخت و آنان را به سوى حسن پسر على خواند . نخست سر باز زدند و سپس چون از او بترسيدند ، سرانجام با وى پيمان بستند . كه يك چند در آن جا بماند و آن گاه به كوفه بازگشت .

[ عراق از آن على و شام از آن معاويه ]

آن گاه ، ميان على و معاويه ، نامه‌هاى بسيار برفت و بيامد . در واپسين نامه همسخن شدند كه جنگ را فروهلند . عراق از آن على ماند و شام معاويه را باشد . هيچ يك از دو سوى ، به آهنگ گشودن يا چپاول سرزمين آن ديگر ، لشكر نكشد . شمشير را بر زمين نهند و خون مسلمانان را نريزند . و بر اين خشنود شدند .

[ پيمان بستن خوارج براى كشتن على ، معاويه و عمرو عاص ]

زان پس ، تنى چند از آنان كه بر راى خارجيان بودند ، گرد بيامدند . نخست از
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 535 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى