تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦

سخن از گفت و گويى كه ميان على و خوارج رفت

دو تن از خوارج نزد على آمدند ، زرعه پور برج طايى ، و حرقوص پور زهير سعدى . چون بيامدند به وى گفتند : - « داورى ويژهء خداست . » على گفت : - « آرى ، داورى ويژهء خداست . » حرقوص گفت : - « پس ، از گناه خود بازگرد و سخن‌ات را پس گير . ما را به سوى دشمن‌مان ببر . تا با وى چندان بجنگيم كه خدا را ديدار كنيم . » على گفت : - « من نيز شما را براى همين مىخواستم . ليك ، شما از فرمانم سر بتافته‌ايد . ما در ميان خود و شاميان نامه‌اى و در آن بندهايى نوشته‌ايم . پيمان نهاده‌ايم و استوارش داشته‌ايم . خداوند گويد : اگر پيمان بستيد بر سر پيمان خدا بمانيد . چون پيمانى را استوار داريد ، ديگر مشكنيد ، كه خدا را پشتوانهء پيمان خويش كرده‌ايد و خدا بر آن چه كنيد آگاه است [ 1 ] . » حرقوص گفت : - « كارى كه كرده‌اى گناهى است كه بايد از آن بازگردى . » على گفت : - « گناه نيست . ناتوانى در انديشه و سستى در خرد [ شما ] است . من از پيش ، شما را از آن بازداشته بودم . » زرعه گفت : - « هان به خدا اى على ، اگر داورى كسان را در كتاب خدا فرونگذارى ، با تو خواهم جنگيد . على گفت : - « دل براى تو مىسوزد . چه تيره‌بختى تو . مىبينم كه كشته بر خاك افتاده‌اى و باد
هامش
[ ( 1 ) ] س 16 نحل : 91 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 526 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى