- « اى ابو موسى ، آيا دانستى ، نخستين داورى كه به حق كنيم آن است كه ببينيم از اين دو سوى ، كدام سوى زينهاردار و كدام سوى زينهار خوار [ 1 ] بوده است . » ابو موسى گفت :
- « اين داورى چگونه است ؟ » عمرو عاص گفت :
- « مگر نمىدانى كه معاويه بر سر پيمان خويش بمانده است و در همان روزى كه نام بردهايم بيامده است . » ابو موسى گفت :
- « آرى . چنين است . » عمرو عاص گفت :
- « اين را بنويس . » و ابو موسى آن را بنوشت .
سخن از نيرنگى كه عمرو عاص به ابو موسى زد
عمرو عاص به ابو موسى گفت :
- « اى ابو موسى ، نام بردن از كسى كه فرمان رواى اين مردم گردد با تو . مردى را نام ببر . زيرا ، من از تو ، آسانتر پيروى كنم ، تا تو از من . » [ 366 ] ابو موسى گفت :
- « من عبد الله پور عمر را نامزد اين كار كنم . » پور عمر خود از كنارهگيران بود .
عمرو عاص گفت :
- « من معاويه را پيش مىنهم . »
[ گزارشى ديگر ]
در گزارشى ديگر آمده است كه ، عمرو عاص به ابو موسى گفت :
هامش
[ ( 1 ) ] زينهاردار : پيماندار . زينهار خوار : پيمان شكن .