تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
شما را پس راندند ، شما را . . كه از بزرگان و برجستگان تازى و از شب زنده‌داران و قرآن‌خوانان و فراخوانان مردم به سوى راستى بوده‌ايد هنگامى كه لغزندگان در گمراهى بوده‌اند . اگر پس از پشت كردن دوباره روى نياورده بوديد و پس از گريز باز نتاخته بوديد ، كيفر آنان كه به روز رزم پشت به دشمن كنند ، گردنگير شما مىبود و نابود بوده‌ايد . ليك آن چه دلم را خنك كرده و خشمم را اندكى فرونشانيده است ، اين بود كه ديدم سرانجام پس رانديدشان ، چنان كه آنان شما را پس راندند . از پايگاه‌شان دور كرديدشان ، چنان كه آنان كردند . سرهاشان را از تن بر مىداشتيد ، چنان كه در گريختن ، پسينشان بر پيشين سوار مىشد . همچون شتران كه كس در پىشان بتازد و سرگشته‌شان كند . پس اينك پايدارى كنيد . خدا دلهاتان را آرام داراد و به باورى استوار پايداريتان بخشاد . هان ، آن كه از جنگ بگريزد ، بر روزهاى زندگى خويش نيفزايد و خدا را خشنود نكند . كه بر سر راستى مردن ، پيش از دچار شدن به خشم خدا ، و زبونى هماره ، و ننگ جاودانه ، و از كف هشتن دستاورد ، و تباهى زندگى ، به كه آدمى بدين چيزها خوى گيرد ، و بر آن استوار ماند . » بارى ، اين بار پايدارى كردند و سواران از دو سوى بر خاك افتادند . ذو الكلاع و عبيد الله عمر كشته شدند . ربيعيان آن گاه كه على به ايشان پيوست ، در ميان ياران خويش بانگ برداشتند كه : - « على كه به شما پناه آورده است ، اگر هم در ميان شما آسيب بيند ، رسوايى جاودانه را به خود خريده‌ايد و مسلمانان شما را بدشگون خواهند داشت . » شقيق پور ثور به ايشان گفت : - « اى ربيعيان ، اگر به على هم در ميان شما دست يابند و از شما مردى زنده باشد ، در چشم تازيان بهانه‌اىتان نماند . » بارى ، چون على به ايشان پيوست ، چنان سخت رزميدند كه هرگز نبردى چنان نكرده بودند . در همين باره است كه على ( ع ) خود سرايد : از آن كيست پرچم سياهى كه سايه‌اش در تپش است و . . چون گويند : حضين ، پيش برش ، پيش برد . آن را به سوى مرگ پيش مىبرد ،
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 503 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى