[ سپاه هر سو يازده رده بود ]
چون بامداد شد ، على و معاويه در ميانهء دو پهلوى راست و چپ خويش بايستادند .
مردانى از سپاه شام پيمان مرگ بستند و خويشتن را به دستار به يك ديگر ببستند . بستگان خود در پنج رده بودند . شاميان خويشتن را در يازده رده مىآراستند و به آوردگاه مىآمدند . عراقيان نيز در يازده رده مىرزميدند .
نخستين روز ماه صفر بود كه روز را دوباره بياغازيدند و كارزار كردند . در اين روز سالار سپاه كوفه اشتر بود و سالار سپاه شام حبيب مسلمه . روز چهار شنبه بود . سراسر روز را بجنگيدند و در پايان آن روز چنان دست كشيدند كه دو سوى داد خويش را از يك ديگر بستانيده بودند .
در روز دوم ، هاشم مرقال از سوى على و بو الاعور سلمى از سوى معاويه هر يك با سواران و پيادگان خويش به جنگ يك ديگر آمدند و سراسر روز را رزميدند و پايدارى كردند .
در روز سوم ، عمّار ياسر از سوى على ، و عمرو عاص از سوى معاويه با سواران و پيادگان بجنگيدند و نبردى سخت و جانانه كردند . زياد نضر سالار سواران عمّار بود .
عمّار به نضر تاختن فرمود و نضر با سواران خويش تاخت برد كه از آن سوى پايدارى كردند . عمّار خود با پيادگان تاخت برد و پور عاص را پس راند و آنگاه هر يك به سوى خويش باز گشتند .
در روز چهارم ، محمد پور على كه همان پور حنيفه است بيرون شد . از آن سو ، عبيد الله پور عمر در برابرش پيش آمد . ياران دو سالار پرشمار و انبوه بودند و در ميانشان جنگى سخت رفت .
آن گاه عبيد الله پور عمر به محمد پور على پيام داد و او را به هماوردى خويش خواند .
پور على بپذيرفت و بيرون شد . همچنان كه پيش مىرفت على وى را بديد . پرسيد :
- « اين دو كه به جنگ يك ديگر برخاستهاند كياناند ؟ » پاسخ شنيد :
- « پسرت محمد ، و عبيد الله پور عمر . » [ 341 ] پس ، على ستورش را پيش راند و بانگ زد و محمد را پيش خواند . محمد باز ايستاد و على به محمد گفت :