تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
گفت : - « سپاس خداى را كه آن چه بريسد كس پنبه نكند و آن چه پنبه كند كس را ياراى بازرشتن نباشد . اگر بخواهد هيچ دو كس دشمن يك ديگر نشوند و مردم در هيچ كار او با يك ديگر نستيزند و كس برترى برتران را ناديده نگيرد . سرنوشت ما و اينان را پيش رانده و در اين جا درگير يك ديگر ساخته است . خدا اگر خود بخواهد در نواختن بشتابد . و كار را خود دگرگون كند . تا ستمگر رسوا شود [ 342 ] و همه دانند كه راستى را روى به كدام سوى است . ليك اين جهان را كارگاه و جهان ديگر را آرامگاه نهاده است . تا به آنها كه بد كرده‌اند كيفر دهد و به آنها كه كار نيك ، پاداش نيكو بخشد [ 1 ] . هان ، بدانيد كه فردا به رزم اينان خواهيد رفت . از كار خويش خدا را جوييد . امشب را تا توانيد بيدار مانيد . قرآن بسيار خوانيد و از خدا شكيبايى و يارى خواهيد . بكوشيد ، هشيار باشيد و جنگى راستين كنيد . » سپس ، آنگاه كه سپاهيان به سوى شمشيرها و نيزه‌ها و پيكانها روى بردند و آماده‌شان مىكردند ، كعب جعيل تغلبى بر آنان بگذشت و چنين خواند : مردم را كارى شگفت افتاده است . فردا ، اين سرزمين از آن كسى است كه پيروز شود . سخنى راست گويم و دروغ نزنم . فردا سران تازى همه نابود شوند . شب شد و على سراسر آن شب را به آماده كردن سپاه بگذرانيد . چون بامداد شد سراسر سپاه بجنبيد و به آهنگ رزم پيش آمد . معاويه نيز با سپاه شام روى بياورد . على از يك يك تيره‌ها و گروهها پرسش كرد . پاسخ دادند كيانند . سرانجام همه را بشناخت و جايگاه‌شان را بدانست . به تيرهء ازد گفت : - « شما كار ازديان را بسازيد . »
هامش
[ ( 1 ) ] س 53 نجم : 32 .