به تيرهء خثعم گفت :
- « كار خثعميان با شماست . » هر تيرهاى را بگفت كه با همتيرهء خويش بجنگد . اگر تيرهاى از سپاهاش را همتيرهاى در سپاه شام نبود ، آن تيره را بر نبرد تيرهاى ديگر مىگماشت .
در روز چهارشنبه [ روز هشتم ] بود كه دو سپاه سراسر به جنگ برخاستند و آن روز را از بام تا شام نبرد كردند و در شامگاه بىهيچ شكست يا پيروزى به جايگاه خويش بازگشتند .
چون روز پنجشنبه شد كه نهمين روز جنگ بود ، على نماز بامداد را در تاريكى سپيده دم بگزارد . گويند وى نماز بامداد را هيچ گاه چنين در تاريكى نگزارده بود . آن گاه على با همهء سپاه به آوردگاه رفت . على پيش از معاويه به ميدان مىآمد . چون ديدند كه وى سپاه را به آوردگاه بياورده است ، شاميان به پيشواز آمدند .
على چون نماز آن بامداد را بگزارد ، نيايش بسيار كرد و در پايان نماز گفت :
- « خداوندا ، اگر بر دشمن پيروزمان گردانى از سركشى دورمان بدار و ما را هم بر راستى استوار دار . اگر آنان را بر ما پيروز كنى ، مرگ در راه خويش را روزىام كن و يارانام را از آسيب آشوب نگاه دار . » آن گاه به رزم بيرون آمد . سالار بال راست سپاهاش عبد الله بديل بود و بر بال چپاش عبد الله عباس . قرآنخوانان عراق همراه سه تن بودند : عمّار ياسر ، قيس سعد ، و عبد الله بديل . هر دسته از سپاه در زير پرچم خويش بود . على خود با مدنيان در قلب بود : در ميانهء كوفيان و بصريان . بيشتر مدنيان كه در زير پرچم على بودند ، از ياران پيمبر بودند . سپس على با اين آرايش به سوى شاميان پيش رفت .
معاويه خرگاهى بزرگ برافراشته بود و با كرباسها بپوشانيده بودش . بيشتر شاميان با وى پيمان مرگ بسته بودند . سواران دمشق را گفت تا پيرامون خرگاهاش را بگرفتند .
عبد الله بديل سالار بال راست سپاه على ، به سوى حبيب مسلمه تاخت برد . [ 343 ] وى بر مسلمه چيره بود . سواراناش را كه در بال چپ سپاه شام مىرزميدند ، همچنان بتارانيد . چنان كه در نيمروز واداشتشان كه تا خرگاه معاويه پس روند . وى ياران را دلير مىكرد و به رزم وامىداشت . به ياد خداشان مىافكند . خداى را مىستود . معاويه را با زبان بگزيد و دشنام گفت . وى در اين روز نبردى سخت كرد .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: أحمد بن محمد مسكويه الرازي
ص٤٩٥