باز گرديد . سخنم را با كتاب خدا و سخن خدا استوار داشتم . شما را به سوى كتاب خدا خواندم . ليك شما از سركشى دست برنداشتهايد و به حق تن در ندادهايد . ديگر پيمانى در ميان نمانده است و خداوند نادرستان را دوست نمىدارد . » پس ، شاميان به سوى سالاران خويش شتافتند . معاويه و عمرو عاص در ميان سپاه شدند و سپاه را گروه گروه كردند و بياراستند . شب بود . آتشها برافروخته بودند . على نيز سراسر شب را به همين كار بگذرانيد . سپاه را گروه گروه كرد و بياراست . در ميان سپاه مىچرخيد و به جنگ دليرشان مىكرد .
[ سفارشهاى على در جنگ صفّين ]
از سفارشهايى كه على به ياران مىكرد اين بود :
- « اگر جنگ در گرفت و بر آنان پيروز شديد ، هيچ پشت كردهاى را مكشيد . جان هيچ زخمى را مگيريد . شرمگاهى را آشكار مكنيد . اندام هيچ كشتهاى مبريد . اگر به لشكرگاهشان رسيد ، هيچ پردهاى مدريد . بىآن كه بار يابيد ، به هيچ خرگاهى درون مشويد . از خواستههاشان جز ساز و برگ رزم كه در لشكرگاه دارند ، مگيريد . زنان را ميازاريد و برمينگيزانيد . [ 340 ] هر چند شما را دشنام دهند و به فرماندهان و نيكانتان ناسزا گويند ، كه زنان ناتواناند . » هم به روز جمل ، هم در صفّين و هم در نهروان ، همين سخن را مىگفت .
نيز ، سپاه را دلير مىكرد و به آنان مىگفت :
- « بندگان خدا ، چشمها را فرو بنديد . آوازها را فرود آريد . سخن كم گوييد . خويشتن را بر رويايى و شمشير زدن و برآويختن استوار داريد و پايدارى كنيد . ياد خدا بسيار كنيد ، باشد كه رستگار شويد . با يك ديگر مستيزيد كه زبون شويد و شكست خوريد . شكيبايى كنيد كه خداوند با شكيبايان [ 1 ] است . خدايا شكيبايى و پيروزيشان ده ، و پاداشى كلانشان بخش . »
هامش
[ ( 1 ) ] س 8 انفال : 45 ، 46 .