تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
بر آن بوده است كه چندى را در بصره بماند . [ 331 ] در جنگ جمل ، شمار كشتگان دو سوى ، ده هزار بوده است .

[ گزارش جنگ در چنگال لاشخوران ]

مردم گفته‌اند : مردم مدينه ، هم روز پنجشنبه روزى كه جنگ جمل روى داده بود ، پيش از رفتن خورشيد ، از كار جنگ آگاه شدند . بدين گونه كه در آبگاهى در پيرامون مدينه لاشخورى را در پرواز ديدند كه چيزى در چنگال داشت . چشم از آن برنگرفتند تا بر زمين نشست . با وى دست مردى را ديدند كه بر انگشت‌اش انگشترى با نگار « عبد الرحمن عتّاب » بود . هم بدين‌سان بود كه مردم ميانهء مكه و مدينه ، چه آنها كه از بصره دور بوده‌اند ، يا بدان نزديك ، اندك اندك از دستها و پاهايى كه لاشخوران مىآورده‌اند ، از پيشامد آن جنگ آگاهى يافتند .

[ گسيل كردن عايشه و ياران او ]

نخستين روز ماه رجب سال سى و شش هجرت بود كه على عايشه را با بار و برگى كه شايستهء وى بود گسيل داشت . نيز همهء ياران‌اش را كه زنده مانده بوده‌اند ، جز آنها كه خود ماندن مىخواسته‌اند ، همگى را با وى راهى كرد و خود به چند ميل همراه او برفت و وى را پيش انداخت . فرزندان‌اش را يك روز به همراهى عايشه فرستاد .

[ آن چه ميان معاويه و قيس پور سعد گذشت ]

پس از كشته شدن عثمان ، على پور بو طالب ، قيس سعد عباده را بر كار مصر گماشت . سعد راهى شد و چون به مصر رسيد ، از مردم مصر براى على پيمان گرفت . با مردم نرمى كرد . چنان كه همگى وى را پذيرفتند . جز مردم خرنبا كه كشتن عثمان بر آنان گران آمده بود . بيش و كم ده هزار مرد بوده‌اند . همه از چهره‌هاى شناخته . قيس برانگيختن‌شان را خوش نمىداشت . پس ، به آنان پيام داد . پاسخ دادند : - « ما با تو سر جنگ نداريم . كارگزاران‌ات را بفرست كه زمين زمين تو است . ليك ، ما را يك چند به خود واگذار . تا بنگريم كه كار اين مردم به كجا خواهد رسيد . »