[ على ( ع ) براى جنگ با شاميان آماده مىشود ]
طلحه و زبير براى گزاردن عمره از على بار خواستند . على به ايشان بار داد و آن دو به مكه رفتند . مردم مدينه دوست مىداشتند كه از راى على در كار معاويه و پيمان شكنى او آگاه گردند . دريابند كه راى وى در جنگ با همكيشان خويش چيست ؟ آيا به چنين جنگى دست مىيازد ، يا آن را ناخوش مىدارد و بر نمىتابد . چه ، شنيده بودهاند كه پسرش حسن پيش پدر رفته و وى را از چنين جنگى بيم داده و از او خواسته است كه از آن بازنشيند و مردم را در كار خود فرو نهد . از همين رو ، زياد حنظلهء تميمى را كه از ويژگان على بود ، نزد على فرستادند . زياد به خانهء على رفت و چون لختى بنشست ، على به وى گفت :
- « زياد ، آماده باش . » زياد گفت :
- « آماده براى چه چيز ؟ » على گفت :
- « براى جنگ شام . » زياد گفت :
- « شكيبايى و نرمى بهتر است . » و بيتى خواند بدين آرش :
بسا دشوارىها كه هر كه در آن كنار نيايد ، نيشها خورد و در زير سمّ ستوران افتد [ 1 ] .
على نيز ، كه گويى روى سخناش با زياد نيست ، بيتى خواند بدين آرش :
هر گاه ، دلى فروزان و شمشيرى برّان و مردانگىات بود ، ستم از تو دورى جويد .
هامش
[ ( 1 ) ] از زهير ابى سلمى .