آن گاه ، بنى اميه از مدينه برون گريختند و على بر قريش سخت گرفت و نگذاشت در آن هنگامه ، از مدينه بيرون روند .
روز دوم ، على از خانه بيرون آمد و به مردم گفت :
- « اى مردم ، باديهنشينان را از ميان خود بيرون كنيد . » به باديهنشينان گفت :
- « اى باديهنشينان ، به آبهاتان بپيونديد . » سبائيان سرباز زدند و باديهنشينان فرمان بردند . على به خانه رفت و تنى چند از ياران پيمبر از آن ميان ، طلحه و زبير ، با وى به خانهاش رفتند . [ 296 ] على به ايشان گفت :
- « اينك ، خون خود را بخواهيد و خونى را بكشيد ! » گفتند :
- « كارى دشوار است . » على گفت :
- « از اين پس ، دشوارتر خواهد بود . » و بيتى بخواند بدين آرش :
سران مردمم ، اگر از من سخن بشنوند ، به كارىشان فرمايم كه دشمن بدان خوار گردد .
طلحه گفت :
- « بگذار تا به بصره روم و پيش از آن كه بصريان ناگهان دست به كارى زنند ، سپاهى از سواران گرد كنم . » زبير نيز گفت :
- « بگذار تا من نيز به كوفه روم و پيش از آن كه ناگهان كارى كنند ، سپاهى از سواران گرد كنم . » على گفت :
- « تا ببينم . »
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: أحمد بن محمد مسكويه الرازي
ص٤٢٧