على گفت : « چنين باشد . » پس ، على بيرون شد و پيمانى نوشت كه زمان سه روز را در آن بگنجانيد . شرط نهاد كه عثمان هر ستمى را كه رفته است ، باز گرداند و هر كاردارى را كه مسلمانان نخواهند ، بر كنار كند . سپس ، سختترين پيمانى را كه خداوند از كسى گرفته ، از عثمان گرفت و گروهى از چهرههاى شناخته را از كوچندگان و ياران پيمبر ( ص ) بر وى گواه نهاد . چون پيمان بسته شد ، مسلمانان دست از سر عثمان برداشتند . به اين اميد كه عثمان پيمانى را كه بسته است ، پاس دارد و به كار بندد .
[ فرجامى كه عثمان در خانهء خويش داشت ]
از آن پس ، عثمان آماده شدن براى جنگ را آغاز كرد و به گرد آورى ساز و برگ رزم پرداخت . از بردگانى كه پنج يك دستاورد جنگها بودهاند سپاهى بزرگ پديد كرد . آن سه روز گذشت و عثمان همچنان بر شيوهء خويش بود . از كارهايى كه شورشيان از آن در خشم بودند ، چيزى را ديگرگون نكرد و هيچ كاردارى را كه مردم براى او بر عثمان شوريده بودند ، بر كنار نكرد . شورشيان چون كار عثمان را چنين ديدند ، پس از گذشت آن سه روز ، به خانهء عثمان در آمدند . بر عثمان درود به خلافت نگفتند . تنها گفتند :
- « درود بر شما . » كه حاضران پاسخ گفتند :
- « درود بر شما . » آن گاه ، سخن را آغاز كردند . از كارهاى عبد اللّه سعد در مصر گفتند كه چگونه ، دستاوردهاى جنگى مسلمانان را ويژهء خويش كرده ، بر مسلمانان و زينهاريان [ ذميان ] ستم روا داشته است . چون در اين باره چيزى به وى بگويند ، گويد :
- « اينك نامهء امير مؤمنان . » سپس ، كارهايى را كه عثمان خود در مدينه كرده بود ، بر او برشمردند و سخن دراز كردند . گفتند :
- « ما از مصر بدان كوچيدهايم كه خون تو را بريزيم . مگر اين كه از جانشينى پيمبر ( ص ) كنارهگيرى . ليك ، على و محمد مسلمه ما را از آهنگمان بازداشتند . از سوى تو با ما پيمان بستند كه ديگر به شيوهء نكوهيدهء خويش كه از آن سخن گفتيم ، باز نخواهى