جسم متحرك مقايسه كند چنان معتقد مىشود كه نيرو در مقابل جسم متحرك مختلف التاثير است مثلا يك قوه در جسم بزرگ و سنگين و در هم فشرده كمتر مؤثر است از جسم سبك و كوچك يعنى مقاومت متحرك سنگين بيشتر است تا جائى كه آن قوه قدرت جنباندن بعضى اجسام بزرگ را ندارد . البته اين مقاومت بسبب ميل طبيعى است در جسم متحرك و اگر ميل طبيعى در جسمى نباشد مقاومت در او نيست چون به هيچ طرف فشار نمياورد و يك كودك ميتواند كره مشتري را بضرب انگشت بغلطاند چنان كه توپ بازى خود را . چون وقتى ميل طبيعى نباشد نه در كره مشترى مقاومتى هست نه در توپ بازى و هر دو در مقابل ضرب دست كودك يكسانند و البته كسى تصديق اين معنى را نخواهد كرد چون بالفطر معتقدند در هر جسم مادى ميل طبيعى هست .
الّا - آنكه حكما بطريق استدلال چنين تقرير كردند .
فرض ميكنيم سه جسم مانند هم و تصور ميكنم يكى بىميل و جسم ديگر با ميل كه به اندازه ده من فشار طبيعى دارد و سيم داراى ميل كمتر و هر سه را بيك قوه در فضاى خالى يا در جائى متشابه كه از يك جنس بخار مثلا هوا پر باشد حركت دهيم جسم بىميل بسرعتى بيشتر از همه مسافتى طى مىكند مثلا يك دقيقه و جسم ده منى بسرعت كمتر در زمانى بيشتر مثلا در ده دقيقه و جسم سيم را فرض ميكنيم با ميل كمتر به نسبت اين دو زمان يعنى يك به ده و آن هم بايد در يك دقيقه طى مسافت كند زيرا كه مانع او ده يك مانع جسم سنگين است پس بايد جسمى كه هيچ وزن ندارد با آنكه وزن كم دارد مساوى باشند و اين غلط است و نظير اين استدلال در خلاء گذشت ( صفحه 193 - 195 ) .
و عند آخرين هو جنس بحسب عدد الجهات و يتماثل و يختلف باعتبارها .
متكلمان چنان كه گفتيم ميل را اعتماد گويند و به نظر آنان ميل شش نوع است
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٩٨