مثلا خاك از آب سنگينتر است و هوا از آب سبكتر .
و الميل طبيعىّ و قسريّ و نفسانيّ .
ميل فشارى است كه جسم چون آماده حركت باشد بلمس ادراك مىشود و چون خواهى آن را از حركت بازدارى نيز فشار آن را احساس ميكنى و متكلمان اين ميل را اعتماد گويند و آن سه قسم است : طبيعى مانند آنكه سنگ به پائين مىافتد بسبب فشار طبيعى او سوى مكان خويش و قسرى مانند جسم سنگين كه سوى بالا پرتاب كنى و ميل نفسانى مانند حيوان يا انسان كه بيك سوى آهنگ حركت كنند و مانند ميل ساق گياه به بالا هنگام روئيدن .
و هو العلّة القريبة للحركة و باعتباره يصدر عن الثّابت متغيّر .
گرچه علت اصلى حركت يا طبيعت است يا قاسر يا نفس در حركات نفسانى ، اما اينها امر ثابتاند و بلا واسطه علت حركت كه امر متغير است نميشوند اما ميل واسطه است ميان علت اصلى و حركت و بعبارت ديگر علت قريب است ، از جهتى مربوط بثابت است و از جهتى بمتغير .
و مختلفه متضاد .
دو ميل مختلف ضد يكديگرند چون ممكن نيست در جسم فشار به دو طرف باشد اما هرگاه دو حركت مختلف يكى ذاتى و ديگرى عرضى در جسم ممكن باشد دو ميل هم ممكن است مانند كسى كه در كشتى نشسته كشتى براهى ميرود و انسان بر خلاف جهت كشتى حركت مىكند .
و لو لا ثبوته لتساوي ذو العائق و عادمه .
دليل بر ثبوت ميل طبيعى است - انسان چون نيروى محركه را هر چه باشد با ماده
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٩٧