آتش ادراك مىشود . دوم حرارت غريزيه كه مناسب و شرط حيات است و حرارت ديگر ضد حيات سيم حرارت كواكب . و بعضى افزودند حرارتى كه از حركت پديد مىآيد و اگر گوئيم حرارت معنى مشكّك است و هر مرتبه آن اقتضائى دارد اولى خواهد بود .
و الرّطوبة كيفيّة تقتضى سهولة التّشكّل و اليبوسة بالعكس .
رطوبت در زبان مردم اندك آبى است كه بر ظاهر جسم باشد چنان كه فرو رفتن آب در باطن جسم را خيسيدن گويند اما مراد حكما آن است كه جسمى مايع يا بخار باشد كه شكل تازه آسان پذيرد مانند هوا هر چند آب نداشته باشد .
و يبوست بر خلاف آن جامد باشد و شكل نپذيرد مگر به سختى .
و هما مغايرتان للّين و الصّلابة .
مقصود از لين در اينجا آن است كه جسم نرم باشد اما بكشيدن آسان پاره نشود مانند چرم و صلابة بالعكس مانند آهن و آن را از كيفيات استعداديه شمارند .
و الثّقل كيفيّة تقتضى حركة الجسم إلى حيث ينطبق مركزه على مركز العالم إن كان مطلقا و الخفّة بالعكس و يقالان بالإضافة باعتبارين .
سنگين و سبك بودن را از كيفيات ملموسه شمرد چون حرارت و برودت در آن اثر دارد و سنگين مطلق آن است كه مايل بمركز عالم باشد و اگر مانع در راه او نبود بر مركز عالم منطبق شود و سبك آنكه چون بىمانع باشد بالا برود تا بالاتر از همه عناصر قرار گيرد . اما سنگين و سبك بالاضافه به دو اعتبار گويند يكى آنكه چون رها كنى بالا يا پائين ميرود اما نه پائينتر يا بالاتر از همه عناصر مانند هوا كه بالاتر از آب مىايستد اما بالاتر از آتش نه ، و سنگين بالاضافه مانند آب كه به پائين ميريزد اما پائينتر از خاك نه . اعتبار دويم آنكه هر عنصر نسبت به ديگرى سبكتر است يا سنگينتر
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٩٦