تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بر حسب آن كه جهات شش است اعتماد به طرف فوق نوعى است و به طرف پائين نوع ديگر و غير ذلك و چند اعتماد كه همه بيك جانبند از يك نوعند و متماثل مانند همه اجسام كه به زير مىافتند و شارح علامه فرمود ابو هاشم و ابو على « 1 » در ميل‌هاى مختلف اختلاف كردند ابو هاشم گفت متضاد نيستند چون جسم كه سوى بالا پرتاب شود بقسر هنوز ميل به زير دارد و مقاومت مىكند پس دو ميل بجانب بالا و پائين در آن جمعند همچنين حلقه كه دو تن با قوه متساوى از دو طرف بكشند دو ميل مختلف در آن جمع شده‌اند و ابو على گفت دو ميل متضادند و بحث در آن فائده ندارد و با اينكه متكلمين در آن بحث كردند از مسائل اصول دين نيست . و منه الثّقل و آخرون منهم جعلوه مغايرا . سنگينى در اجسام هم ميل و اعتماد است و آن عبارت است از اعتمادى كه علت حركت به پائين باشد و ابو على گفت سنگينى از بسيارى اجزاء جسم و در هم فشردگى آن است يعنى چيزى غير ميل نيست و شارح علامه فرمود اين صحيح نيست زيرا كه بر اجسام خفيف مانند دود هر چند اجزاى بسيار بيفزائيم مانند آهن نميسود . بلكه سبك است و به بالا ميرود مثلا دود بسيار كه البته وزنش بيش از يك دانه ماش است دود به بالا ميرود و ماش به زمين مىافتد . و منه لازم و مفارق . اعتماد دو قسم است لازم و مفارق اعتماد لازم فشار به بالا و پائين است در اجسام سبك و سنگين زيرا كه هميشه با اجسام هست و ميل مفارق فشار بجهات اربع است كه بعلتى حادث مىشود . و يفتقر إلى محلّ لا غير . اعتماد بيك محل نيازمند است و بيشتر نه . اما آنكه بيك محل نيازمند است
هامش
( 1 ) مراد ابو على جبائى است از مشاهير معتزله
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 299 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى