علامه رحمه اللّه در جواب شبهه اينان فرمود اگر اين سخن صحيح باشد نه تنها علت مركب را باطل مىكند زيرا كه هر مركبى اگر چه علت نباشد باطل مىشود و البته مقصود مركب اعتبارى نيست مانند تركيب انسان با سنگى كه كنار او نهاده بلكه مركب حقيقى كه از آن اثرى تازه برخيزد و شبهه در بديهيات در خور جواب نيست .
و أيضا بالقوّة أو بالفعل .
چهار علت گاه بالقوهاند و گاه بالفعل :
علت فاعلى بالقوه مانند داروى مسهل در دكان عطار و بالفعل مانند مسهلى كه خوردهاند . علت مادى بالفعل مانند جنين براى انسان و بالقوه مانند نطفه براى او . علّت صورى بالفعل مانند صورت آب براى آب و بالقوه مانند صورت آب براى هوا كه مستعد تبديل به آب است .
غايت بالفعل مانند علم علماء و غايت بالقوة مانند علم دانشجويان .
و كلّية أو جزئيّة .
هر يك از اين چهار علت گاه كلى است و گاه جزئى .
علّت فاعلى كلي مانند نجار براى تخت و جزئى مانند نجار خاص براى تخت خاص و ديگر علل را بر اين قياس بايد كرد .
و اگر دقت بيشتر خواهيم گوئيم گاهى اثرى از فاعلى مىبينيم كه از خصوصيت او نيست بلكه از معناى ديگرى است اعم مثلا آهنى بر سر كسى افتد و او را بكشد كشنده او آهن نيست بلكه جسم سنگين است كه هم در آهن و هم در اجسام ديگر هست يا سدى از سنگ و آهك پيش آب ببنديم بستن آب از خصوص سنگ و آهك نيست بلكه اگر سرب و آهن بود نيز همين اثر داشت اين امور را فاعل كلى گوئيم اما گاهى اثر خاص آن جسم است مانند كنه گنه براى تب و سم الفار در قتل موش .
يا ماده تخت مثلا از چوب است كه بصلابت قبول شكل و صورت كرده و اگر اين حد صلابت در جسم ديگر باشد نيز قبول خواهد كرد مانند آهن و عاج و طلا اما
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٧