مراد وى إنكار اتفاق است بدان معني كه سبب ندارد نه آن كه نادر است .
و العلّة مطلقا قد تكون بسيطة و قد يكون مركّبة .
مسأله شانزدهم - هر يك از چهار علت گاه بسيط است و گاه مركب - علت فاعلى بسيط مثل آنكه يك تن سنگى را بجنباند و مركب آنكه چند تن ماده بسيط مانند آب و هر عنصرى چون آهن برأى مردم زمان ما ، ماده مركب مانند زاج و مازو براى مركب .
صورت بسيط مانند صورت عناصر و مركب مانند انسان مركب از صورت استخوان و گوشت و غير آن .
غايت بسيط مانند رفتن براى خريدن متاعى و مركب مانند خريدن متاع و ملاقات دوستان .
و بعضى گويند علت مركب معقول نيست زيرا كه از وجود علت بايد وجود معلول لازم آيد و از عدم علت عدم معلول و اگر علت مركب باشد تنها يك جزء على البدل علت است و اجزاى ديگر علت نيست مثلا اگر ده مرد بايد تا يك پاره سنگ بردارند و يكى كم باشد سنگ برداشته نميشود و آن نه مرد ديگر اثرى ندارند . بيان ديگر آنكه اين ده مرد اگر هر يك تنها مىتوانند سنگ را بردارند پس علت مركب نيست و اگر بعضى مىتوانند و بعضى نميتوانند باز همانها كه مىتوانند علتند نه همه و اگر هيچيك تنها نميتوانند مگر همه ده مرد يكديگر را يارى كنند باز يكى على البدل علت است چون هيچيك اولى نيستند از ديگرى و اگر مجموع را علت ميشمارى و علت از افرادى فراهم آمده كه هيچيك نيروئى براى برداشتن سنگ ندارند پس از مجموع آنها نيز نيروئى بوجود نيايد و از جمع چند هيچ چيزى حاصل نشود و اگر گوئى پس از اجتماع ده جزء مثلا جزء يازدهمى ( هيئت ) پديد مىآيد و آن جزء يازدهم چون ضم شود معلول موجود گردد گوئيم آن جزء يازدهم معلول آن ده جزء است و ده جزء علت آن و علت مركب ثابت ميگردد .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٦