تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ثنايا و دندان آسيا آورد ما تصديق مىكنيم كه ماده هر يك غير آن صورت كه پذيرفته نمىپذيرد اما اقتضا بر عكس آن است . او گمان كرد كه ماده در پيش دهان آمد و اقتضاى صورت ثنايا كرد و ما گوئيم مصلحت انسان و صورت انسانيت اقتضاى وجود صورت ثنايا كرد در پيش دهان و ماده را حاضر كرد به اندازه ثنايا ، اگر اقتضا از طرف ماده بود همه گونه ماده در پيش دهان فراهم مىشد حتى ماده كه اقتضاى صورت مردمك چشم كند و در هزاران هزار جنين يكى پيدا مىشد كه دندان پيشين نيز داشته باشد . نظير اين است كه پايه خانه را از سنگ بنهند بام آن را از چوب ، نبايد گفت سنگ چون سنگين‌تر بود در زير قرار گرفت و چوب سبك‌تر بود بالا آمد بلكه بايد گفت معمار مصلحت خانه را در اين ديد و صورت خانه را در خاطر گرفت و مواد آن را مناسب صورت فراهم آورد و نيز گوئيم اگر در يك زمين دانه گندم افتد خوشه گندم برآيد و از دانه جو حتما خوشه جو و محال است كسى بگويد اجزاى خاك و آب به خودى خود بدرون گندم و جو رفتند و آن را پرورش دادند بلكه حركت اجزاى آب و خاك بجذب و كشش نيروهائى است نهفته در دانه كه باذن پروردگار مواد مناسب را سوى خود ميكشند انتهى و اين دعوى انباذقلس بدان ماند كه كسى گويد حروفچين مطبعه مشت مشت حروف سربى از جعبه‌هاى مختلف برداشت و كنار هم نهاد خود نسخه كتاب شفا درآمد يا چند سكه طلا در جوال با پول مسين آميخته بود و كسى چند بار دست برد و هر بار سكه طلا به دستش آمد با آن كه در هزار سكه مس مثلا چهار سكه طلا بود . باز ابو على بن سينا پس از كلام گذشته فرمود ما مىپرسيم آيا در خاك آن زمين اجزائى هست خاص گندم و اجزاى ديگر خاص جو يا آنكه هر يك از اجزاء شايسته گندم شدن است و هم جو شدن ؟ اگر گويند هر جزء شايسته هر دو است پس اقتضائى از طرف ماده نيست و آن صورت گندم يا جو كه عارض ماده مىشود باقتضاى صورت و صورت‌ساز است كه آن ماده كه شايسته براى همه صورت‌ها است بيك صورت تخصيص ميدهد و آن صورت ماده را به شكل خود ميپرورد و هميشه بغايت