آراى ديگر مذاهب
1 . ماوردى : تعزير در ميان مردم ، نسبت به قدر و منزلتى كه دارند ، درجهبندى مىشود گرچه همه در برابر حدود مساوىاند ؛ مثلا تعزير انسان جليل القدر به اين است كه از او دورى جويند و تعزير كسى كه مقامش كمتر است آن است كه با تندى با او برخورد كنند و باز كسى كه موقعيت پايينترى دارد با سخن او را سرزنش كنند و در نهايت ، استخفاف و تحقير است البته بدون نسبت ناروا و دشنام . اگر از اين درجه هم پايينتر است او را زندانى مىكنند و زندان هم نسبت به گناه و لغزشها فرق مىكند ؛ ممكن است شخصى يك روز زندانى شود و ديگرى بيشتر تا حدّ اكثرى كه تعيين شده است . « 1 »
2 . سرخسى ( در مورد متهم به زنا ) : وقتى بينه اقامه كردند براى آن و قاضى به عدالت شهود شناخت نداشت ، متهم را زندانى مىكند تا دربارهء شهود تحقيق كند ؛ زيرا اگر او را آزاد كند فرار مىكند و بعدها نمىتواند به او دست يابد . . . كه ما مىگوييم : حبس او به جهت احتياط نيست ، بلكه از باب تعزير است ؛ چون وى شخصى است كه متهم است كار زشتى را انجام داده و زندان براى تعزير اوست . « 2 »
3 . كاشانى : . . . تعزير چهار درجه دارد : تعزير اشراف ، يعنى رؤسا و فرماندهان ؛ تعزير اشراف الاشراف ، يعنى علويان و فقيهان ؛ تعزير افراد متوسط كه مردم كوچه و بازارند و تعزير افراد پست كه اوباش باشند .
تعزير اشراف الاشراف به اين است كه تنها به او اعلام كنند ؛ يعنى قاضى فردى امين را بفرستد و به او بگويد : به من خبر رسيده كه شما اين كارها را مىكنى و بس ؛ و تعزير اشراف به اين است كه او را جلب كنند تا قاضى شفاهى به او تذكر دهد و تعزير مردم متوسط به اين است كه او را جلب و زندانى كنند و تعزير افراد پست به اين است كه او را جلب كنند و بزنند و زندانى كنند . . . . « 3 »
4 . سمرقندى : تعزير به مقدار جنايت و به مقدار مراتب جانى بستگى دارد : گاهى با برخورد تند در گفتار است و گاهى با زندان كردن و گاهى با زدن تحقق مىيابد . « 4 »
هامش
( 1 ) . احكام السلطانيه ، ص 236 و مانند آن در : ابو يعلى فراء ، احكام السلطانيه ، ص 279 ؛ معالم القربه ، ص 191 .
( 2 ) . مبسوط ، ج 9 ، ص 38 .
( 3 ) . بدائع الصنائع ؛ ج 7 ، ص 64 .
( 4 ) . تحفة الفقهاء ، ج 3 ، ص 148 .