آورديد من فراموش كرده بودم . » پس دوباره او را صد تازيانه زد و پس از آن هم صد تازيانه به او زد .
2 . در تعزير ، حرّ و عبد مساوىاند .
3 . تعزير مطابق جنايت است اگر جنايت بزرگ باشد تعزيرش بيشتر است و اگر كوچك باشد كمتر ، بر خلاف حد كه به مجرد تحقق جرم حد مىخورد ؛ مثلا دست دزد ، چه ربع دينار دزدى كند و چه اموال زيادى ، قطع مىشود و بر شرابخوار - چه يك قطره خمر بخورد و چه يك كوزه - حد جارى مىشود در صورتى كه مفاسد كم و زياد معمولا فرق مىكند .
4 . تعزير تابع مفسده است گرچه گناه و معصيت نباشد ؛ مانند تأديب بچهها و حيوانات و ديوانگان براى اصلاح آنان . البته برخى از اصحاب به اين موارد تأديب مىگويند نه تعزير .
امّا كسى كه تابع مذهب حنفى است اگر شراب بخورد و مست هم نشود ؛ حد مىخورد ؛ زيرا تقليد او از ابو حنيفه فاسد است . رأى حنفيان از دو جهت باطل است : يكى اينكه با ادلّهاى كه ما داريم منافات دارد ؛ مانند هرچه مستكننده باشد كم يا زياد آن حرام است و ديگر اينكه با قياس جلى ، كه خود به آن معتقدند ، منافات دارد . شهادت آن حنفى كه مرتكب اين حرام شود پذيرفته نمىشود ؛ زيرا فاسق است .
5 . اگر معصيت كم باشد تعزير آن هم كم است و هيچ تأثيرى ندارد گفته شده : تعزير نمىشود ؛ زيرا فايدهاى ندارد و بيش از آن هم مجاز نيست .
6 . تعزير با توبه ساقط مىشود و در برخى از حدود اختلاف است و ظاهرا در صورتى كه توبه قبل از قيام بينه باشد ، حد ساقط مىشود .
7 . اگر چند نوع تعزير باشد مىشود يكى را برگزيد ، ولى در حدود غير از « محاربه » تخييرى در كار نيست .
8 . تعزير از جهت فاعل ، مفعول و جنايت ممكن است تفاوت پيدا كند ، ولى در حدود كارى به آنها ندارند [ فاعل و مفعول هر كه باشد و هر حالى داشته باشد ] .
9 . اگر در شهرهاى مختلف نوع اهانتها فرق كند مطابق رسم آنجا تعزير صورت مىگيرد .
10 . تعزير ممكن است به جهت حقّ اللّه باشد ، مانند دروغ و ممكن است تنها به جهت حقّ الناس باشد ، مثل دشنام و ممكن است هم حقّ اللّه باشد هم حقّ الناس ، مثل دشنام به مردگان صالح ، ولى امكان ندارد حد يك بار حقّ اللّه باشد و يك بار حقّ الناس ،
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: الشيخ نجم الدين الطبسي
ص٦٠١