5 . ابن قدامه : تعزير به زدن و زندان كردن و توبيخ است و بريدن و مجروح كردن و گرفتن مال جايز نيست ؛ زيرا شرع هيچيك از اين اعمال را از هيچ پيشوايى ذكر نكرده است و ديگر اينكه آن چه واجب است تأديب است و تأديب با از بين بردن و تلف كردن حاصل نمىشود . « 1 »
6 . قرشى : در انواع تعزير : . . . نهايت درجهء تعزير كلامى ، استخفاف و تحقير است كه نسبت ناروا و دشنام در آن نباشد و با افراد پايينتر ، رفتار عوض مىشود و زندانى مىگردند و مدت حبس ، به مراتب و درجات آنها از نظر درجات لغزش ، كم و يا زياد مىشود ؛ بعضى يك روز زندانى مىشوند و برخى بيشتر تا به آن حدّ اكثر مشخص برسد . ابو عبد اللّه زبيرى « 2 » از اصحاب شافعى گويد : حدّ اكثر يك ماه براى اصلاح و عبرت كافى است و شش ماه براى تأديب و اصلاح . « 3 »
7 . احمد بن يحيى : تعزير به دست كسى است كه نوعى ولايت داشته باشد و آن حبس يا برداشتن عمامه يا گذاشتن بار بر دوش او يا زدن كمتر از حدّ است براى معصيتى كه موجب حد نباشد ، مثل خوردن حرام ، دشنام حرام . . . ، و از جملهء تعزيرات حبس آدم شرور است . « 4 »
8 . جزيرى : . . . تعزير باب وسيعى است . حاكم مىتواند در مورد هر جرمى كه شارع براى آن حد يا كفّارهاى قرار نداده ، حكم به تعزير كند و عقوبتى مناسب با محيط و جرم ، وضع كند ، مانند زندان ، ضرب ، نفى ، توبيخ يا ديگر عقوبتها . « 5 »
9 . فقه اسلامى : تعزير يا به زدن است يا به زندانى كردن يا تازيانه زدن يا تبعيد يا توبيخ يا جريمه مالى و مانند آن از كارهايى كه حاكم تشخيص مىدهد بازدارندهء شخص است با توجه به حالات مختلف افراد ؛ حتى كشتن براى تنبيه [ جايز است ] چنان كه فقيهان حنفيه و مالكيه ذكر كردهاند . « 6 »
نظر نگارنده : امّا اينكه تعزير ، منجر به قتل شود توهم محض و سخن بدون دليلى است ؛
هامش
( 1 ) . مغنى ، ج 8 ، ص 326 .
( 2 ) . از نوادگان زبير بن عوام كه قاضى مكه بود . از آثار او موفقيات و نسب قريش و ديگر چيزهاست . در مكه وفات كرد و او قاضى آن سال 172 - 256 بود . زركلى ، اعلام ، ج 3 ، ص 74 .
( 3 ) . معالم القربه ، ص 285 .
( 4 ) . عيون الازهار ، ص 485 .
( 5 ) . الفقه على المذاهب الاربعه ، ج 5 ، ص 400 .
( 6 ) . فقه الاسلامى و ادلته ، ج 4 ، ص 287 .